Skip to main content
فهرست مقالات

نامداران بی نشان؛ گفت‌و‌گو با همسران شهیدان بزرگوار حمید و مهدی باکری

(7 صفحه - از 23 تا 29)

خلاصه ماشینی:

"صفیه مدرسی: با توجه به این‌‌که رژیم پهلوی برادر بزرگ آقامهدی را که علی آقا نام داشت، به شهادت رساند؛ ایشان با وارد شدن به دانشگاه مبارزات خود را علیه رژیم آغاز کرد و همیشه به خاطر برادرش علی تحت نظر ساواک بود. فاطمه امیرانی: برادر بزرگ ایشان علی باکری مهندس شیمی و استاد دانشگاه شریف بود و علیه رژیم شاه فعالیت می‌‌کرد و بالاخره در راه دفاع از اسلام و مبارزه با طاغوت در 30 فروردین سال 50 شهید شد. از آن‌‌جا که من و آقا حمید آگاهانه یک راه را برای زندگی انتخاب کرده بودیم، فکر می‌‌کنم 70 یا 80% توافق و تفاهم روی همین مسأله استوار بود. * به نظر شما توجه به چه مسایلی در نوجوانی و جوانی باعث عظمت و عزت ایشان در طول دوران زندگی شد؟ صفیه مدرسی: اعتقاد قلبی آقا مهدی به خدا و آخرت خیلی زیبا بود. * شیوه‌‌ی رفتاری ایشان در برخورد با جنابعالی و فرزندان و اطرافیان نزدیک چگونه بود؟ در مواردی که با یکدیگر اختلاف نظر پیدا می‌‌کردید چگونه با مسایل کنار می‌‌آمدید؟ آیا ایشان نقد پذیر بودند یا شما از خواسته‌‌تان دست بر می‌‌داشتید؟ صفیه مدرسی: ایشان؛ گرچه در ظاهر به نظر بعضی‌‌ها آدم خشک و خشنی به نظر می‌‌آمد، ولی در برخورد با خانواده و اطرافیان خیلی مؤدب و مهربان و رؤوف بود. * از نحوه شهادت شهید چه گونه مطلع شدید؟ عکس العمل بچه‌‌ها در این فراق چگونه بود؟ صفیه مدرسی: بنده از رفت و آمد و پچ پچ کردن دوستان مطلع شدم که آقا مهدی شهید شده است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.