Skip to main content
فهرست مقالات

یک اصل و دو نسل

نویسنده:

(1 صفحه - از 61 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"یکی می‌‌گوید: «خانم سرجلسه این طرف و آن طرف کردید، خسته شدید». او همچنان ساکت است، لبخندی تلخ می‌‌زند، گوش می‌‌دهد به همه دادها و فریادها، عبور استاد دیگری که سر کلاس می‌‌رود توجه شاگردان را می‌‌رباید، به یکدیگر اشاره می‌‌کنند و: «بدو ... از دو سه نفر باقی مانده، اجازه می‌‌گیرد که به دفتر اساتید برود، آبدارچی سر می‌‌رسد و می‌‌گوید: «استادتان سرکلاس است، بگذارید خانم استراحت کند». وارد کتابخانه می‌‌شود، به قفسه کتاب‌‌ها سر می‌‌زند، چند کتاب بر می‌‌دارد، کتابخانه شلوغ است، به زحمت صندلی پیدا می‌‌کند، می‌‌خواهد بنشیند، خانم بغلی می‌‌گوید: «جای کسی است». استاد پس از احوال پرسی می‌‌پرسد: «چه کار می‌‌کنی؟ کجایی؟» کلام استاد مهربان و آرام است، اما او سر را به نشان احترام پایین می‌‌اندازد و درجواب می‌‌گوید: «هرچه باشد، بالاخره الآن بزرگترین فیض نصیبم شد که شما را زیارت کردم». ، ذوق زده از این دیدار می‌‌گوید: «خانم کاش بچه‌‌های کلاس این‌‌جا بودند و می‌‌دیدند تا یاد بگیرند»."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.