Skip to main content
فهرست مقالات

کیستی تو؟...

نویسنده:

(1 صفحه - از 77 تا 77)

خلاصه ماشینی:

"هنوز شانه‌های ما به سنگینی این همه درد عادت نکرده است! چند منزل با سرهای بریده قرآن خواندی؟ چند منزل کبوترهای کوچکت را زیر پر و بال گرفتی و تازیانه‌ها بر شانه‌هایت فرود آمدند؟ چند منزل یاد مدینه و کوچه‌های آن افتادی؟ چند منزل را طشت، زیر پاره‌های جگر برادر گرفتی؟ چند منزل فرق شکافته پدر را گریستی و شانه‌های کبود مادر را مویه کردی؟... زیبایی مگر چه بود؟ جز دستانی که در طلب عشق به رود می‌رسند و جان در راهش می‌شویند؟ جز چشمانی که چون در آینه آب هویدا می‌شوند، به یاد تشنه لبی برادر می‌افتد و آب بر آب می‌ریزد و همچنان تشنه، عاشق می‌ماند؟ زیبایی چیست مگر؟ جز خورشیدی که بر نیزه قرآن خواند، جز کودک شش ماهه‌ای که با بال شهادت پرواز کرد یا جز هفتاد و دو لاله که در راه هدف‌شان شهید شدند؟... گفتی فقط زیبایی و بدنت هنوز زیر سوزش گرما بود؛ تنت کبود و دلت خون..."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.