Skip to main content
فهرست مقالات

سرگردان میان نی ها؛ به بهانه سالگرد عملیات والفجر 8

(4 صفحه - از 50 تا 53)

خلاصه ماشینی:

"همان شب اول، گروه 9 نفرة ما هنگام عبور از اروند، در تیررس عراقی‌ها قرار گرفت و آن‌ها ما را با دست به یکدیگر نشان ‌دادند و پس از چند دقیقه‌ای برای آوردن نیروهایشان رفتند. به سمت بالای اروند رفتم و از آن‌ها فاصله گرفتم و با استفاده از تاریکی شب، فین‌های غواصی (کفش‌های مخصوص غواصی) را از پایم بیرون آوردم و با عبور از میان سیم‌های خاردار شروع به دویدن کردم. در یک لحظه که منورها خاموش شد، خودم را داخل نیزارها پرتاب کردم و عراقی‌ها بدون آنکه متوجه پنهان شدن من بشوند، از کنارم عبور کردند و رفتند. نمی‌توانستم از میان آن‌ها حرکت کنم، به ناچار از کنار جاده‌ای که در یک سوی آن سنگر نگهبانی و در سوی دیگرش سنگرهای خواب عراقی‌ها قرار داشت، ساعت‌ها به صورت سینه خیز حرکت کردم. حدود یک ساعتی خوابیدم و هنگامی که آب به سمت نیروهای ایرانی در حرکت بود، من هم با عبور از موانع و سیم‌های خاردار وارد اروند شدم و به سوی خاکریز خودی آمدم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.