Skip to main content
فهرست مقالات

من توفیقات زندگی ام را مرهون نیکی به پدرم می دانم

(2 صفحه - از 9 تا 10)

خلاصه ماشینی:

"اگر پدر را رها می‌‌کردم و به قم می‌آمدم، ایشان مجبور بود گوشه‌ای در خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشر و هیچ کاری نبود و این برای من خیلی سخت بود. به هر حال من احساس کردم که اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم و به قم بروم، ایشان به یک فرد از کار افتاده تبدیل می‌شود و این مسأله برای ایشان بسیار سخت بود. از طرف دیگر اگر می‌خواستم ایشان را همراهی کنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیر قابل تحمل بود؛ زیرا که با قم انس داشتم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم و از قم خارج نشوم. این مسأله در اوقاتی بود که ما برای معالجه ایشان به تهران آمده بودیم. گفتم که من خیلی دلم گرفته و ناراحتم و علت ناراحتی من هم همین است و از طرفی نمی‌توانم پدرم را با این چشم نابینا تنها بگذارم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.