Skip to main content
فهرست مقالات

تا هست علی باشد و تا بود علی بود

نویسنده:

(7 صفحه - از 110 تا 116)

خلاصه ماشینی:

"###ز مشرق تا به مغرب گر امام است #امـــیرالــمؤمنین حیــدر تـمام است #گرفته این جهان زخــم ســـنانش #گذشته زان جهان وصف ســـه نانش #چو در سر عطا اخلاص او راست #سه نان را هفده آیه خاص او راست## 1 ) از دیگر شاعران فارسی زبان که واقعه غدیر، در شعر او نیز ردپایی از خود به جا گذاشته است، بابا فغانی شاعر قرن دهم است که امامت امام(علیه السلام) را از قول خدا و رسول معرفی می‌کند: ###قــسم بــه خالق بی چون و صدر بدر انام #که بــعد سیــد کونین، حیدر است امام #امام اوســــــت به قول خدا و قول رسول #که مستحق امـــامت بـــود به نص کلام #امام اوست که قائم بود به حجت خویش #چراغ عاریت از دیــــگری نـــگیرد وام #امام اوست کــــه دانـــد، رموز منطق طیر #نه آن‌که رهزن مردم شــود به دانه و دام## 2 ) فیاض لاهیجی، شاعر قرن یازدهم نیز در مدح امام علی(علیه السلام) قصیده‌ای دارد که از حادثه عظیم غدیر وام می‌گیرد و می‌سراید: ###بـــه روز غـــدیر از برایم که گـفــت #بـــه بـــالای مـــنبر نبی «لست اولی» #برای که بود ایــــــنکه گردید صـادر #حدیثی که نقل است در «طیر مشوی» #چـــرا کـــرد امــر ســــــلام امـامت #چـــرا اجـــر تــبلیغ شـــد حب قربی #کسی کاین فضایل مر او راست ثابت #کسی کاین دلایل در او هست فجری #بـــود در امـــامت ز هـــر غــیر سابق #بود در خلافــــــت ز هر غیر احری## 3 ) حزین لاهیجی، شاعر قرن دوازدهم نیز خود را پیمانه‌کش میکده خم غدیر معرفی می‌کند و اینگونه عظمت این واقعه را بر می‌شمارد: ###آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم #با درد و غم عشق سرشتند خمیرم #مـــستی مـــرا نــیست بـه دنبال خماری #پیــمانــه کـش میکده خم غدیرم## و پس از چند بیت می‌سراید: ###می‌گویم و دانم که ره رسم و ادب نیست #نامی که بود صیقل زنگار وجودم #بـرهــان ازل، فــیض ابـــد، مـظهر اول #ایمان من و دین من و هادی و پیرم #سلطان قدر، حیدر صفدر که ز مدحش #بگرفته بلندی سخن عرش سریرم## 4 ) قاآنی شیرازی نیز که در قرن سیزدهم می‌زیسته است، از حادثه عظیم غدیر در شعر خویش بهره جسته و سروده است: ###گــفت کــه فردا نه مگر عید غدیر است #عـــیدی بــــادش چو بوی عـود معطر #در بــه چــنین روزی از جـــهاز هــیوبان #ســاخــــت نــشستنگهی رسـول مطهر #گــرد وی انــبوه از مــهاجـر و انــــــصار #فوجی چو فوج بــحر، بی حد و بی مرز #خرد و کلان، خوب و زشت، بنده و ‌آزاد #پیر و جوان، شیخ و شاب، منعم و مضطر آینه آفتاب، همان، ص 275."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.