Skip to main content
فهرست مقالات

فرات حسرت میبرد لب هایت را

نویسنده:

(3 صفحه - از 118 تا 120)

خلاصه ماشینی:

"صدای شمر است که به سمت خیام آل الله می‌آید... . می‌چرخی، صدای العطش کودکان در گوش‌هایت تکرار می‌شود و سینه‌ات که از درد و خشم موج برداشته... چشمانت به سمت اردوگاه امام چرخید، اشک در چشم‌هایت نشست تا آب را روی آب بریزی، تا آب را لب تشنه رها کنی، بگذار فرات حسرت ببرد لب‌هایت را... فرات می‌شناسدت، فرات تشنه توست، تو تشنه حسین(علیه السلام) صدای العطش کودکان که می‌آید... که سایه شومی از ورای نخله بیرون می‌آید، از پشت سرو قامتت حمله می‌کند، دست چپ به پرواز در آمد، لحظه عروج نزدیک است، چشمانت بی‌قرار، دل شکسته، مشک، حرم، بچه‌ها، صدای تکبیر... این عباس است، عباس علی(علیه السلام) عباس فاطمه(علیها السلام)، عباس حسین(علیه السلام)، آخرین امیدها، آخرین تلاش برای امانت‌داری، آخرین سقایی، تیری به مشک آب اصابت می‌کند... فرشته‌ها آمده‌اند، خورشید قد خم کرده، چشمانت با اشک و خون آمیخته تا غربت امام را نبینی این صدای محبوب است: «وا اخاه وا عباساه!"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.