Skip to main content
فهرست مقالات

برایم بگو

(3 صفحه - از 44 تا 46)

خلاصه ماشینی:

"این موضوع در روزهایی که از طرف ساواک بردن نام امام برای واعظان ممنوع شده بود، به معنای اعلام مبارزه بود. مردم از عکس‌العمل شاه و ساواک می‌ترسیدند، اما او قاطعانه گفت: «مراسم بزرگداشت حاج آقا مصطفی باید به بهترین شکل، در این شهر انجام شود». از آنجا که منزل آیت‌الله کوهستانی کنار مدرسه و حسینیه ایشان بود، همسرشان می‌گفت: «عبدالکریم از همان کودکی از وقتی که برای طلبگی به حوزه رفت، می‌دیدم که اکثرا نیمه‌های شب بلند می‌شد و نماز شب می‌خواند». غذای ما به نیمه رسیده بود که جواد بعد از دیدن این صحنه، ما را بلند کرد تا به خانه برویم و از آن به بعد دیگر به باشگاه نرفتیم. شاید خیلی از آقایان یادشان برود که روزهای ازدواج، عقد، تولد و عید چه روزهایی‌ست، اما محمد تمام این روزها را به خاطر داشت و امکان نداشت آن‌ها را فراموش کند؛ حتی اگر من در تهران بودم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.