Skip to main content
فهرست مقالات

تبلیغ نوشتاری(قسمت 12) چه می توان نوشت

نویسنده:

(8 صفحه - از 52 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"مراحل نگارش داستان وقتی به عنوان یک خواننده با داستانی مواجه می‌شویم، ابتدا نام داستان، سپس مقدمه و شروع آن، بعد تنه، اوج و پایان آن را می‌بینیم، اما نویسنده برای خلق یک اثر داستانی به این ترتیب عمل نمی‌کند. موضوع یک اثر داستانی همیشه جایی یا کسی یا موقعیتی‌ست؛ برای مثال اگر موضوع، «تهران» یا «حسن» یا «جداشدن یک مادر و فرزند از یکدیگر» باشد، تم داستان همان چیزی‌ست که نویسنده دربارة این موضوعات می‌خواهد بگوید؛ به طور مثال: تهران، شلوغ‌ترین شهر ایران است و اصلا نمی‌توان با اعصاب راحت در آن زندگی کرد؛ یا حسن انسان سخت‌کوشی‌ست که با زحمات و مشکلات فراوان درس می‌خواند تا به مدارج عالی می‌رسد؛ یا مادر و فرزندی بر اثر زلزله یکدیگر را گم می‌کنند و بعد از مدت‌ها به هم می‌رسند. به عهده گرفتن نقش دانای کل که به همه ‌چیز آگاه است و می‌بیند و می‌تواند پیش‌بینی کند، ساده است؛ اما وظیفة نویسنده این است که اشخاص داستان خود را به حرکت و سخن وادارد و آنچه را خود می‌خواهد بگوید، با زبان و اعمال آن‌ها به خواننده نشان دهد و بگوید. نویسنده باید بتواند با مهارت، تمام رشتة حوادث را تعریف کند، بدون اینکه حالت تصنعی به خود بگیرد؛ برای مثال نامه‌ها و یادداشت‌ها بیش از حد طولانی نشوند یا چیزهایی در آن‌ها نوشته نشود که مناسب نامه و یادداشت روزانه نباشند. نویسنده باید شخصیت‌های داستانش را به طول کامل بشناسد و در هنگام نوشتن گفته‌هایشان تمام خصوصیات آن‌ها را درنظر بگیرد و بعد بنویسد؛ برای مثال اگر قرار است انسان شجاع یا طمع‌کار یا کم‌دانشی را معرفی کند، باید در عبارت‌هایی که می‌نویسد، نشانه‌هایی از این صفات را بگنجاند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.