Skip to main content
فهرست مقالات

عاشق را چه کسی توان سرودن

نویسنده:

(2 صفحه - از 94 تا 95)

خلاصه ماشینی:

"به زمین تشنة خوزستان باریدی و آن ستون فرسوده را از گل‌های سرخ شهادت لبریز کردی. نه نیزة نم باد شرجی دشت‌های خوزستان و نه تازیانه‌های رگبار چله‌های کردستان نتوانستند عشق مقدست را از تو بگیرند و از شوق رفتن بازدارندت، اما هر روز آفتابی، دلتنگی غروب را نیز با خود خواهد آورد و در چشم‌ به هم زدنی، شعر ماندن به پایان می‌رسد. مصحف گلگون حیاتت، منشور تحقق آفتاب بود و زخم‌های صد زبان پیکرت، سکوت رفتنت را پژواک زمزمه‌ای سرخ نمود و تو ای همیشه غریب! در مسلخ بندگی کمترین رسم عشق را قربان شدن معنا کردی و در خرامان تنهائیت، در بستر برگ‌های سبز ایثار، گل نغمة زخم‌های نورانی را با ترانه فطرات درشت مروارید سرودی و تو در اوج سکوت، عطر اقاقی‌های فردای سپید را در ترنم رویش روزهای شجاعت و مردانگی پراکندی. . هیچ واژه‌ای به توصیفت نمی‌نشیند که همه واژه‌ها کم آورده‌اند و قاصرند از بیان وصف تو که تو عاشق بودی و همه چیزت را به پای عشق آسمانی نهادی و عاشق را چه کسی توان سرودن!"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.