Skip to main content
فهرست مقالات

دولت دین

خلاصه ماشینی:

"و مرحوم شهید رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بوده‌‌‌‌ام و خداوند خواست که با هم از این دنیا هجرت کنند و به سوی او هجرت کنند. پس از اعدام اعضای هیأت مؤتلفه ـ به خاطر ترور منصور ـ و دستگیری دیگران، سازماندهی این سازمان با شهید باهنر بود که در بعضی از جلسات آن نیز سخنرانی می‌‌‌‌کرد. ارتباطمان هم به این صورت بود که من با علایم مورس با سلول 19 صحبت می‌‌‌‌کردم و او هم به همین وسیله به آقای رجایی منتقل می‌‌‌‌کرد و مجددا ایشان جواب می‌‌‌‌داد. آن روزها مدرسه چندان زیاد نبود و خانواده‌‌‌‌هایی نظیر ما به همان معدود مدارس دسترسی نداشتند، البته مکتب‌‌‌‌خانه‌‌‌‌ برای من منشأ خیر بود، چون در آن‌‌‌‌جا بانوی متدینی بود که قرآن تدریس می‌‌‌‌کرد و من قرآن را نزد ایشان فرا گرفتم. سال اول ورود به قم پایه‌‌‌‌ی دوازدهم دبیرستان را امتحان دادم و دیپلم گرفتم و پس از چندی در دانشکده الهیات مشغول تحصیل شدم، اما درس‌‌‌‌های آن‌‌‌‌جا برایم تازگی نداشت، به همین دلیل به تحصیل در قم ادامه دادم و هفته‌‌‌‌ای یکی دو بار برای شرکت در کلاس‌‌‌‌های ضروری دانشگاه به تهران می‌‌‌‌رفتم؛ به این ترتیب سال 1337، دوره لیسانس دانشگاه را تمام کردم و توانستم تا دکترای الهیات پیش بروم. این برنامه در واقع همان جریانی بود که برادرمان آقای رجایی به عنوان مشاور در وزارت‌‌‌‌خانه مشغول کار شدند و فعالانه وزارت آموزش و پرورش جدید را سازماندهی کردند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.