Skip to main content
فهرست مقالات

مقایسه طلاق عاطفی و رضایت زناشویی در زنان شاغل و غیرشاغل

نویسنده:

(11 صفحه - از 57 تا 67)

این پژوهش با هدف مقایسه طلاق عاطفی و رضایت زناشویی در زنان شاغل و غیر شاغل شهر تهران انجام شده است. به همین منظور، تعداد ٢٧٤ نفر زنان شاغل و غیرشاغل در دسترس شهر تهران، به روش نمونه گیری کلاین در این پژوهش شرکت داده شدند که روش پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات پژوهش توصیفی از نوع پس رویدادی است. از پرسشنامه طلاق عاطفی پورحسین و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی (توزیع مان ویتنی و کروسکال والیس و آزمون های پارامتری U فراوانی، میانگین) و استنباطی (آزمون های ناپارامتری تحلیل واریانس یک راهه و چند راهه) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین طلاق عاطفی و رضایت زناشویی در زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین، رضایت زناشویی و طلاق عاطفی با توجه به میزان تحصیلات زنان گروه نمونه پژوهش متفاوت است. علاوه بر این در گزوه نمونه پژوهش میزان طلاق عاطفی بر حسب سن متفاوت بود اما این تفاوت در رضایت زناشویی مشاهده نشد. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد میزان رضایت زناشویی برحسب طبقه اجتماعی و اقتصادی متفاوت است.

خلاصه ماشینی:

"با توجه به سطح معناداری به دست آمده برای مقدار F، نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان می دهد بین زنان متأهل شاغل و غیرشاغل از نظر رضایت زناشویی و مولفه های آن تفاوت معناداری وجود ندارد؛ بنابراین ، فرضیه پژوهش رد و فرض صفر مورد تأیید قرار می گیرد. علاوه بر این ، یافته های پژوهش نشان داد بین دو گروه از زنان شاغل و غیر شاغل شهر تهران تفاوت معناداری از نظر طلاق عاطفی وجود ندارد. کفاشی و سرآبادی (١٣٩٣) بعد از طراحی پرسشنامه محقق ساخته در زمینه طلاق عاطفی در پژوهشی همسو با یافته های پژوهش حاضر نشان دادند بین زنان شاغل و خانه دار شهر قم تفاوت معناداری از نظر میانگین طلاق عاطفی وجود ندارد. پروین ، داودی و محمدی (١٣٩١) در پژوهش خود با استفاده از آزمون های محقق ساخته رابطه معناداری بین فرسودگی شغلی و طلاق عاطفی زوجین شهر تهران به دست آوردند؛ اما به طور مستقیم به مقایسه طلاق عاطفی در زنان شاغل و غیرشاغل نپرداختند. از یک سو، می توان تناقض بین پژوهش های انجام شده در این زمینه را به ابزارهای مختلف گردآوری اطلاعات و جامعه آماری متفاوت نسبت داد و از سوی دیگر، این تناقض گویای این مسئله است که متغیر اشتغال به تنهایی نمی تواند در روابط زوجین نقش مهمی داشته باشد، بلکه در این میان متغیرهای دیگری می توانند به عنوان میانجی در روابط زوجین تاثیرگذار باشند؛ بنابراین ، برای فهم درست از نقش متغیر اشتغال در روابط زناشویی به طور کلی و طلاق عاطفی به طور خاص ، باید پژوهش های بیش تری با تمرکز بر نقش متغیرهای واسطه ای از جمله شخصیت زوجین مورد بررسی قرار گیرد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.