Skip to main content
فهرست مقالات

سلوک سید آزادگان در آینه خاطرات

(6 صفحه - از 42 تا 47)

خلاصه ماشینی:

"در واقع ایشان با این صحبت، برای اسرا جا انداختند که نه به خاطر این که عراقی‌‌ها انجام این کارها را از شما می‌‌خواهند،، بلکه به جهت این که، این کارها لازمه‌‌ی زندگی است و باید آن‌‌ها را انجام داد، گوش کنید و انجام دهید. * زمان حضور حاج‌‌آقا ابوترابی در اردوگاه ما، رفتار عراقی‌‌ها با ما خوب می‌‌شد، رفتار ایشان با یک دژبانی که به قول معروف قد و قواره‌‌اش پنج تومان نمی‌‌ارزید و هنوز ریش در نیاورده بود و می‌‌آمد و رد می‌‌شد، این گونه بود که در مقابلش بلند می‌‌شدند و سلام می‌‌کردند و ما شاهد بودیم که آن دژبان چه قدر خودش را می‌‌خورد و از خجالت عرق می‌‌کرد! حاج‌‌آقا از بعد وظیفه‌‌شناسی و تلاش در هدایت عراقی‌‌ها و این که به آن‌‌ها بفهمانند ما برای نجات آن‌‌ها آمده‌‌ایم، نه چیز دیگر، می‌‌گفتند: (‌‌به آن‌‌ها احترام بگذارید و حرف‌‌هایشان را اطاعت کنید، حتی اگر گفتند نماز نخوانید، جلوی چشم آن‌‌ها تقیه کنید و نماز نخوانید، بلکه در جای دیگری نمازتان را بخوانید)‌‌. نقش بسیار مهم حاج‌‌آقا ابوترابی دراین قضیه باعث شد که عراقی‌‌ها فکر کنند که این کار سیاست است و مدت محدودی اعمال می‌‌شود، اما حتی پس از آتش‌‌بس هم، حاج آقا نصیحت کردند و تأکید فرمودند: (‌‌اگر الان اندکی تند بشویم، عراقی‌‌ها می‌‌گویند که تا حالا می‌‌ترسیدند و الآن که آتش‌‌بس شده، این گونه برخورد می‌‌کنند. جای سؤال بود که چرا ایشان این همه برای رفع مشکلات اسرا سینه سپر می‌‌کند، در حالی که می‌‌توانست چون سایرین به فکر حفظ و آرامش خود باشد، تا اگر روزی و برگشتی در کار بود، او هم صحیح و سالم به وطن بازگردد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.