Skip to main content
فهرست مقالات

او به حق جعفری بود

(4 صفحه - از 18 تا 21)

خلاصه ماشینی:

"محمدتقی که حالا اسمش «علامه جعفری» بود و اسلام شناس و صاحب نظری مشهور شده بود، پشت میکروفون قرار گرفت اما یک دقیقه سکوت کرد و جمعیت را خوب نگریست. سال 1326 به ایران بازگشت، اما عشق به حرم مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) و هم‌‌‌جواری با آن حضرت یک‌‌‌سال بعد او را به نجف برگرداند و این بار تصمیم گرفت برای همیشه آن‌‌‌جا بماند. » علامه لبخندی زد و گفت: شیخ محمود شبستری همین را می‌‌‌گوید: ###جهان چون خط و خال و چشم و ابروست # که هر جزیی به جای خویش نیکوست #اگـــر یـــک ذره را بـــرگـــیری از جــای # خــلــل یـــابد همــه عــالم سراپای## پرفسور که مردی آرام و اهل سکوت بود، با شنیدن این ابیات از جا جست و با شوق پرسید: شبستر کجاست؟ شبستری کیست؟ استاد جعفری با احترام پاسخ داد: شبستر یکی از شهرهای نزدیک تبریز و شیخ محمود شبستری از عرفای قرن هشتم است و بدین‌‌‌سان علامه، پرفسور حسابی را با شیخ محمود شبستری آشنا کرد. تواضع استاد تا آن‌‌‌جا بود که وقتی برای اولین بار و آخرین‌‌‌بار با همسرش دچار سوء تفاهم شد، پس از شنیدن صحبت‌‌‌های همسرش لحظاتی سکوت کرد و بعد در کمال ادب و احترام از او عذرخواهی نمود! صبر و متانت در همه زوایای زندگی‌‌‌اش هویدا بود، تا آن‌‌‌جا که وقتی قرار شد برای ایراد سخنرانی به دانشگاه امام صادق(علیه السلام) برود به او خبر دادند که دخترش در حال احتضار است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.