Skip to main content
فهرست مقالات

افغانستان، نظام سیاسی و دموکراسی

نویسنده:

ISC (24 صفحه - از 127 تا 150)

کلیدواژه ها :

نظام سیاسی ،دموکراسی ،حاکمیت ملی ،افغانستان ،اقوام ،استبداد سیاسی

کلید واژه های ماشینی : افغانستان ، سیاسی ، دموکراسی ، دموکراسی ، انتخابات ، نظام سیاسی ، نظام ، نظام سیاسی جدید افغانستان ، قومی ، احزاب

افغانستان کشوری است با قدمت دیرینه و دارای تاریخ فرهنگی کهن. این کشور در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از محرومیت های مضاعفی رنج می برد. تجربه تاریخی آن از نظر سیاسی، با استبدادی پرسابقه درهم آمیخته و با حاکمیت مردمی و ملی، فاصله ای بسیار دارد. آخرین تجربه تلخ حاکمیت استبدادی با سیطره نظام فرقه ای ـ قومی «طالبان» شناخته می شود. پس از سرنگونی «طالبان»، روند جدیدی شکل گرفت که شعارهای «مشارکت مردمی، حاکمیت ملی و حکومت دموکراسی» ویژگی های اصلی آن به شمار می آمدند. اما به راستی، آیا نظام سیاسی جدید افغانستان را می توان نظامی ملی و دموکراتیک خواند؟ با توجه به شاخص ها و معیارهای دموکراسی، برخی از نشانه های نظام مردم سالاری در نظام کنونی افغانستان به چشم می خورند; برگزاری انتخابات عمومی مربوط به اصل نظام، تدوین قانون اساسی، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس اقدام های مهمی در زمینه ایجاد حاکمیت ملی در افغانستان بوده اند. میزان نسبی آزادی های سیاسی و وجود احزاب سیاسی متعدد وجوه تحقق یافته دیگری از دموکراسی در افغانستان هستند. اما ضعف عمومی شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، استقرار یک نظام مردم سالار را در افغانستان با مشکل مواجه می کند. در عین حال، کشمکش های پردوام قومی و سیاسی همراه با عدم اطمینان نسبت به ثبات سیاسی، فقدان امنیت فراگیر مشکل بعدی افغانستان است. نگرانی جدی مردم نسبت به استقلال سیاسی این کشور، مخاطره اصلی حاکمیت ملی و مردم سالاری در افغانستان به شمار می رود. این مسائل وقتی در پیوند با حضور سنگین و تأثیرگذار کشورهای غربی و بخصوص آمریکا ملاحظه می شوند، ابهام های بیشتری را نسبت به نظام سیاسی کنونی و آینده افغانستان مطرح می کنند.

خلاصه ماشینی:

"اما به راستی، آیا نظام سیاسی جدید افغانستان را می توان نظامی ملی و دموکراتیک خواند؟ با توجه به شاخص ها و معیارهای دموکراسی، برخی از نشانه های نظام مردم سالاری در نظام کنونی افغانستان به چشم می خورند; برگزاری انتخابات عمومی مربوط به اصل نظام، تدوین قانون اساسی، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس اقدام های مهمی در زمینه ایجاد حاکمیت ملی در افغانستان بوده اند. ([42]) با توجه به قانون انتخابات و نیز برگزاری عملی انتخابات گوناگون در افغانستان، به خوبی می توان اذعان کرد که دولت کنونی در این مراحل، عملکرد نسبتا قابل قبولی از لحاظ معیارهای دموکراسی (مشارکت عمومی و رقابت سالم) داشته است. از این نظر شرایط مذکور تحقق یافته به شمار نمی آید ولی با وجود این، تشکیل یک نظام سیاسی فراگیر و مشارکت پذیر از نظر قومی، اولین قدمی بوده که در جامعه کنونی افغانستان برداشته شده است. زیرا در شرایط فقدان همکاری بین المللی و داخلی افغانستان، به احتمال قوی، تا مدت ها زمینه حاکمیت مردم آرزویی دست نیافتنی می نمود; چراکه توافق احزاب سیاسی و گروه های قومی و بخصوص نیروهای واپس گرای قومی ـ فرقه ای طالبان امری مشکل و دور از تحقق بود و با حضور طالبان بحران سیاسی و عمومی افغانستان سال ها تداوم داشت. اینها علایم تأسیس و قبول یک نظام دموکراتیک در افغانستان بود که جنبه حقوقی و سیاسی داشت، اما مطابق معیارهای دموکراسی، این اقدامات کافی به نظر نمی رسد; زیرا شرایط لازم از نظر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی برای تحقق دموکراسی واقعی در افغانستان مورد غفلت قرار گرفته است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.