Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: سادگی نوجوانانه یا ساده نگری

نویسنده:

(2 صفحه - از 32 تا 33)

کلید واژه های ماشینی : داستان ، نوجوانان ، راوی ، زبان ، سینی ، جمله ، طنز ، شخصیت ، دیوار بزرگ ، کودکان

خلاصه ماشینی:

"زیرا میز دربرابر جثه کوچک‌ پاک‌کن می‌تاند به صورت دیوار بزرگ جلوه کند،اما آیا یک‌ میز در برابر یک انسان(راوی)باز هم یک دیوار بزرگ‌ قهوه‌ای رنگ است؟از طرفی در ادامه داستان،نویسنده‌ تختخواب را که بزرگتر از میز است به اسم واقعی خود می‌خواند،پس چه لزومی‌دارد که برای میز از عبارت دیوار بزرگ قهوه‌ای استفاده شود؟ «[میز]یاد روزهایی افتاد که درخت تناوری بود و آدمها زیر سایه‌اش می‌نشستند»(ص 10)از کجام علوم که جنس‌ میز از فلز یا چیز دیگری غیر از چوب نباشد؟آیا تنهای اشاره به‌ رنگ قهوه‌ای می‌تواند جنس میز را هم تعیین کند؟ میز خطاب به پاک‌کن می‌گوید:«من خوب می‌دانم تو چه حالی داری؟»(ص 11)آیا پیش از این،پاک کن شکایتی‌ کرده یا درباره خودش حرفی زده که باعث آگاهی میز از وضعیت او شده است؟ وقتی‌[پاک‌کن‌]قل خورد و از زیز میز بیرون آمد،میز هنوز داشت غر می‌زد. مداد گفت:«می‌دانی برای ما مدادها دوست‌شدن با یک‌ پاک‌کن مثل نزدیک شدن به مرگ است؟»(ص 31)مگر پاک‌کن از مداد خواسته بود با اودوست شود که مداد این‌ جواب را داده است؟ «لحظه یافتن آنچه دنبالش می‌گردی،لذت‌ بخش‌ترین لحظه زندگی است اما بعدش دیگر هیچ»(ص‌ 33)اولا مضمون این جمله ربطی به داستان ندارد،زیرا پاک‌کن از ترس فرار کرده بود. اگر ما مخاطب را رها و خود از پل عبور کنیم و اگر بخواهیم با همین زبان غیرقابل‌ تحمل و ناهمگون شخصیت پردازی،فضاسازی، گفتگونویسی یاتک گویی نویسی کنیم،شاید فکرهای خوبی‌ داشته‌باشیم،اما چون تنها عامل ارتباطی ما با مخاطب، یعنی زبان که در جهان داستان زبان معیار است،مشکل‌ و نقصان دارد،نه تنها ارتباط برقرار نمی‌شود،بلکه همه‌فکرها و ایده‌های خوب ما جواب منفی خواهد داد و این دومین‌ اشتباه است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.