Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی: قصه همین دور و برهاست یا دربند = کوچه بن بست

نویسنده:

(2 صفحه - از 34 تا 35)

کلید واژه های ماشینی : قصه ، نجفی ، داستان ، راوی ، وحید و وحید راوی داستان ، کوچه‌باغی‌ها ، محله ، عشق آقای مهدوی و هانیه ، محلهء کوچه‌باغی‌ها پر از برادر ، ابراهیم

خلاصه ماشینی:

"مثل عشق کودکانه و بسیار کم‌رنگ راوی به‌ سهیلا،دختر«اصغر آقا در اصل»که نه نقطهء آغازی دارد و نه نقطهء پایانی و همه چیز در محله کوچه‌باغی‌ها طبیعی است؛حتی گنبد آبی که از وسط کوچه می‌گذرد. نجفی تمام سعی‌اش را می‌کند تا مثل همهء داستان‌نویس‌ها،اخمو و جدی‌ باشد و طوری وانمود کند که بیشتر از زندگی،به مرگ می‌اندیشد،اما وقتی وارد کوچه‌ باغی‌ها می‌شود،چند مرد دیوانه،چند جفت پسر و دختر عاشق،یک دوجین مادر و پدر زحمت‌کش و دلسوز،تعداد قابل‌توجهی پسر بچه و دختر بچه،خواسته و ناخواسته،توی‌ قصه‌اش می‌ریزند و از همه جای داستانش،حتی از نوار صحبت ابراهیم مهدوی،با آن‌ معده‌درد آزاردهنده،سر در می‌آورند و نه تنها نجفی به ظاهر جدی و اخمو،بلکه خواننده‌ را هم گیج و سردرگم می‌کنند. نجفی با تمام‌ تلاشی که می‌کند،موفق نمی‌شود بین نویسنده و راوی فاصله ایجاد کند و در جای‌ جای بخش میانی داستان،خواننده را به طرف این پرسش می‌کشاند که این جمله مال‌ کدام‌یک از این دو نفر است؟ اما از وسط داستان،ناگهان همه چیز تغییر می‌کند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.