Skip to main content
فهرست مقالات

اصل کلیت به عنوان چارچوب طراحی شهر ایرانی – اسلامی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (10 صفحه - از 61 تا 70)

امروزه بیشتر دیدگاه ها نسبت به مقوله های شهری ناشی از زمینه ای است که در آن تفکر جزئی نگری حاکم است. با این وجود، افراد گوناگون بر آن شدند تا با استفاده از مفهوم های طرح شده در فیزیک کوانتوم، همچون کلیت، چارچوب تازهای در برخورد با آن مقوله ها بیابند. پیشینه حقیقی این مفهوم به فلسفه و حکمت شرق باز می گردد و بازنمود آن در طراحی شهرهای ایرانی- اسلامی قابل مشاهده است. در این مقاله، نظریه کلیت به عنوان چهارچوبی برای رویارویی با مسائل مطرح در طراحی شهری، مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم کلیت به عنوان یکی از اصلهای کلیدی شهرهای ایرانی- اسلامی با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیلی- تطبیقی مطالعه شده است. در این تحلیل تطبیقی، ایده های ارائه شده به وسیله افرادی چون الکساندر و سایر اندیشمندانی که شهرهای ایرانی- اسلامی را مورد کنکاش قرار داده اند، بررسی گردیده است. به این منظور، ابتدا به پیشینه و تعریف خاص آن پرداخته و سپس انطباق آن با شهرسازی ایرانی- اسلامی بیان می گردد. در انتها با مطالعه نمونه موردی اصفهان دوران صفوی به عنوان یک کلیت، درستی این فرضیه اثبات می گردد. اصفهان دوران صفوی حاصل روابط غنی بین ساختارهای طبیعی و دستساز است که در آن به پشتوانه کلیت ذهنی حاکم بر اندیشه انسان سنتی، نقطه های رویارویی و همپوشانی این ساختارها، مرکزهای قویای را شکل می دهند که در تقویت این کلیت موثر بوده است.

Nowadays، most views about urban issues come from a context of fragmented thinking. Though، different people decided to find a new framework for facing issues by use of concepts considered in quantum physics like the concept of wholeness. Real history of this concept goes back to philosophy and mysticism of east، and its representation is observable in Iranian-Islamic cities. In this paper، wholeness as a theory is considered for encountering with arising problem in urban design. The concept of wholeness is reviewed as a major principle in Iranian-Islamic cities by qualitative approach and comparative analysis. In this analysis، ideas of scientists such as Alexander and others، who studied Iranian-Islamic cities، were regarded. Therefore، with the purpose of introducing this concept، first، history and definition of wholeness and then its correspondence with Iranian-Islamic urban design is discussed. Finally، with study of Esfahan in Safaviyyeh period as an instance of wholeness، accuracy of this claim would be proven. Esfahan in that period was the outcome of rich relations between natural and man-made structures. In this case، by the support of subjective wholeness governs mind of traditional man، strong centers were formed in confronting and the overlap points of structures، which intensify the wholeness of the city.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.