Skip to main content
فهرست مقالات

نقالی؛ گفتمان فرهنگ دینی در عصر صفوی واکاوی نقل دینی در منظومه زرین‌قبانامه

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (29 صفحه - از 131 تا 159)

زرین­قبانامه، از سراینده­ای ناشناس، یکی از متون منظوم پهلوانی نقالی/عامیانه در دوره‌ی صفوی است. ناظم زرّین‌قبانامه، گاهی داستان­های متن را از زبان پیر گوهرفروش و ترجمان نقل کرده است که قرینه‌ای بر شفاهی/ شنیداری بودن روایات منظومه به شمار می­آید. پرسش اصلی مقاله­ی حاضر این است که: منظومه­های نقالی- از جمله زرین­قبانامه- چه نقش و تاثیری در گفتمان فرهنگ دینی عصر صفوی داشته‌اند؟ در پاسخ به این پرسش، به شیوه­ی تحلیلی و با روش کمی در گزینش داده‌ها، و با روش کیفی در تحلیل یافته­ها، به بررسی موضوع مقاله پرداخته شده و این نتیجه به‌دست آمده است که نقالی راهی برای تبلیغ و ترویج مذهب در دوره­ی صفوی بوده است. تاریخ نقالی در ایران نشان می‌دهد از قرن سوم هجری که ایرانیان به نقل داستان‌ها و حکایت‌های حماسی می‌پرداختند تا با نفوذ اعراب مبارزه کنند؛ با پیدایش گرایش شیعه و سنی که دو گروه مناقب‌خوان و فضایل‌خوان را دربرابر هم قرار داد، نقالی پیشه‌ای تاثیر گذار بر گفتمان دینی عصر خود بوده است؛ به‌ویژه در دوران صفوی که عصر رونق شاهنامه‌خوانان و نقالان است و گاه میان روایت‌های حماسی یلان و پهلوانان با مذهب رایج احساس تعارض ایجاد می‌شده است، نقالی، گفتمان فرهنگ دینی به‌شمار می‌آید.

Zarrinqabanameh by an unknown author, is a folkloric/ narrative chivalric poetic collection in national/ religious epic type. Its author has sometimes narrated the stories of collection from the language of an old jewelry person deemed a symmetry of oral/ audio narrations. Main question of this paper is: what role and effect do the minstrelsy collections including Zarrinqabanameh have on discourse of religious culture of Safadi? For answering this question, the subject of this paper was analyzed in an analytical method by using the library- documentary studies in quantitative method in selection of data and qualitative method in findings analysis. The conclusion is that the minstrelsy was a way for religious missioning and development during Safavid. The history of minstrelsy in Iran shows that from the 10th century Iranian people narrated stories and epic narrations in order to oppose the Arab domination to the appearance of Shiite and Suni placing against each other two groups of mask actors and virtue actors and especially during Safavid when Shahname actors and narrators developed and sometimes there was a conflict between the epic chivalric narrations and common religion, minstrelsy was an effective occupation on religious discourse of the age.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.