Skip to main content
فهرست مقالات

ولگرد

مترجم:

نویسنده:

(6 صفحه - از 456 تا 461)

کلید واژه های ماشینی : کلانتر ، راندل ، دختر ، نان ، زن ، شاهراه ، جوان ، درودگر ، رئیس پاسگاه ، شیر

خلاصه ماشینی:

"کلانتر را دید که این بار بر کرسی‌ قضا نشسته و رئیس دبستانی هم نزدیک او ایستاده است. » کلانتر از جای جست و بنگهبانان خطاب کرد که او را از این مقام دور کنید وگرنه کار بقهر و غضب میکشد. »چون آوازی نشنید از دیوار بالا رفت و پنجره را و بیک نهیب،تمام گشود:هوای گرم مطبخ که ببوی یخنی‌ و کلم آلوده بود در هوای سرد بیرون منتشر گشت. این بار راه دشت و بیابان پیش گرفت و آنقدر دوید تا خود را بدرخت زاری دور دست رسانید. راندل در این هنگام کمی بهوش بازآمده بود اما علت تعرض دختر را بغلط تفسیر کرد و از آنچه رفته بود ترسان گشت و درحالی‌که دختر او را بسنک باران گرفته بود روی برگردانید و تا پای داشت گریخت."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.