Skip to main content
فهرست مقالات

عشق شاگرد مدرسه

مترجم:

نویسنده:

(6 صفحه - از 37 تا 42)

کلید واژه های ماشینی : آلیس، زنان، جوانی، جنگل، پیانو، زیبائی، دریا، آرزو، خوب، طنازی

خلاصه ماشینی:

"اعتراف میکنم که گاه بدوستانم تغیر و پرخاش میکردم و متقابلا با مشت تنشان را می‌خستم‌ اما همیشه نسبت بدوستان مادرم مؤدب و باحیا بودم و این پند حکمت‌آمیز را که:«بمدارا و حزم از معاشرت با زنان بگریز»پیوسته بخاطر داشتم و بکار می‌بستم باین جملهء آرام‌بخش که یک دنیا معنی و حکمت در آن نهفته است خوب که دقیق‌ میشدم بخود میگفتم:«اگر آن شب از«آلیس»میگریختم و بآهنگ پیانوی او که‌ تارهای دل را می‌گسست و سکر و مستی می‌آورد گوش نمیدادم،از من می‌پرسید که موزیک‌ را دوست داری؟و من جواب میدادم:«بلی آقا»؟ انعکاس دو کلمهء«بلی آقا»پیوسته در گوشم بود و خاطرهء آن از یادم نمیرفت. آشفتگی خاطر و قیافهء مستمندانهء آن شاگرد جوان چنان مرا متأثر و غمگین کرد که هنوزهم با اینکه سالها از آن روزگار گذشته او را فراموش نکرده‌ام» آقای آزاد-شیراز شیشهء صبر نرگس مست تو باشد می پرست‌ شیشهء صبرم بسر مستی شکست‌ آخرم عشق تو تا میخانه برد ورنه من ز اول نبودم می پرست‌ دل چرا دادم بدستت ای دریغ‌ شیشه را کس داده هرگز دست مست‌ دست برمیدارم از دیوانگی‌ گر فتد زنجیر گیسویت بدست‌ در ازل تقدیر من بد عاشقی‌ چون کنم تدبیر با حکم الست‌ بازی دوران بسی ما دیده‌ایم‌ عشقبازی بهتر است از هرچه هست‌ در شب هجر تو تنها شمع بود آنکه با ما تا سحرگاهان نشست دل سر آزادگی بودش ولیک‌ شد بدام عشق آخر پای بست"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.