Skip to main content
فهرست مقالات

مصیبت میدان ملی (ترجمه از یک داستان ترکی)

نویسنده:

(4 صفحه - از 493 تا 496)

کلید واژه های ماشینی : میدان ملی ، کدخدا ، خدا ، دموکراسی ، دموکراسی ، قربانی ، فریاد ، آب ، تلفون ، زنده‌باد

خلاصه ماشینی:

"کدخدا آب دهان را فرو داده گفت«هفتهء گذشته باز تلفون فرمودی‌ و گفتی باید در«میدان ملی»حاضر بشویم ولی از شما چه پنهان این دفعه دیگر اهالی ده زیر بار نرفتند و پایشان را در یک کفش کردند و گفتند«نه دیگر،دم شغال دو بار سه بار تو تله افتاد و برای هفت جدش کافی است. ساکت شدند و راه ده را پیش گرفتیم و با خودمان و خدای خودمان شرط کرده‌ایم که دیگر پا به«میدان ملی»نگذاریم،از جنابعالی هم، قربان،عاجزانه استدعا داریم که دیگر منتظر نباشید که پای ما به«میدان ملی»برسد اما در عوض‌ ما همه از بزرگ و کوچک با جان و دل حاضریم که همینجا هرقدر دلتان بخواهد دست بزنیم و «زنده‌باد»و«مرده‌باد»و«پاینده‌باد»فریاد کنیم و گاو و گوسفند قربانی کنیم،ولی محض رضای‌ خدا و پیغمبر و امام دور ما را خط بکشید و بگذارید یک قطره آب راحت همینجا در گوشهء ده از گلویمان پائین برود."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.