Skip to main content
فهرست مقالات

فرج بعد الشدة و جوامع الحکایات

نویسنده:

(5 صفحه - از 204 تا 208)

کلید واژه های ماشینی : فرج ، تنوخی ، راوی ، جوامع‌الحکایات ، داستان ، سماع ، ترجمه ، مال ، پرده ، جوان

خلاصه ماشینی:

"ترجمهء عوفی ایندیا افیس شماره 1432 ورق‌های 11 ب تا 13 ب و ترجمهء دهستانی ص 277 (2)تنوخی:ص 216 (3)جوامع الحکایات‌ تصحیح نگارنده ص 391 (4)ترجمهء دهستانی ص 218 (5)این شخص را که‌ تنوخی عبد الله بن محمد العبقسی(منسوب به عبد القیس)نوشته و دهستانی عنصری بعضی از معاصران به اشتباه او را عنصری بلخی انگاشته‌اند و نوشته‌اند عنصری شاعر بزرگ قصیده‌ سرای ایران حکایت می‌کند(فن نگارش تالیف دکتر محجوب و دکتر فرزام پور) ظریف و ندیمان کریم بسماع و شراب و آنچه از لوازم آن باشد صرف کرد،چنانکه از آن‌ مال موروث از قلیل و کثیر هیچ نماند و احتیاج و افتقار او بدان انجامید که میفرمود تا سرای را می‌شکستند و چوب و در و خشت و آجر آنرا می‌فروخت و بدون از یک خانه که‌ در آن نشسته بود هیچ نماند. » عوفی انتساب جوان را بخاندانی از کتاب و نویسندگان ذکر نکرده است،همچنین‌ در باب خراب کردن خانه و باز کردن و فروختن چوبها و درها و آجرها دو بجا ماندن تنها یک اطاق که در متن و ترجمه دهستانی هست مسامحتی دارد،ضمنا تنوخی و به تبع او دهستانی هر دو راوی داستان را دوستی از یاران آن جوان ذکر کرده‌اند در صورتیکه عوفی‌ از قول عتیقی شاعر حکایت می‌کند. فلما طابت نفسی و نفسه قال یا ابا فلان اتتدکر1 زماننا الاول؟قلت:نعم» عوفی ترجمه کرده:«پس اشارت کرد تا سه کنیزک مغنیه که هریک در حسن آیتی‌ و در ملاحت غایتی بودند حاضر آمدند و در سماع ساحری کردن گرفتند و چون دهان فندق‌ آن بادام چشمان در نوا آمد مرغ عقل در هوا پرواز کردن گرفت."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.