Skip to main content
فهرست مقالات

عقلا بر خلاف عقل

نویسنده:

(6 صفحه - از 75 تا 80)

کلید واژه های ماشینی : عقل، اندیشه، عشق، نور، روایات، تحقیر، انسان، ذاتی، مولوی، نور عقل پی با ذات

خلاصه ماشینی:

"تصورات رؤیا گونهء محی الدین‌ چنان گرمت کرده است که از هرگونه سردی استدلال ریاضی و عقلی گریزان و از مباشران‌ بی‌تمکین عقل و استدلال فراری شده‌ای: بیذوق آن جانی که او در ماجرا و گفتگو هر لحظه گرمی میکند با بو علی و بوالعلا بو علی(ابن سینا)و بو العلا(ابو العلاء معری)چون«در ماجرای گفتگو»هستند یعنی میخواهند با موازین عقلی به قضایای جهان بنگرند مورد تحقیرند و کسانی که به روش‌ این عاقلان میروند بیذوقند زیرا: عقل،بند رهروانست ای پسر بند بشکن ره عیانست ای پسر عقل بند و دل فریب و جان حجاب‌ راه زین هر سه نهانست ای پسر اگر عقل یعنی قوهء ادراک و دل یعنی سرچشمهء عواطف و کانون سودا و جان یعنی‌ آنکه زندگی بدان استوار است،این هر سه را از شخص بگیرند دیگرچه باقی می‌ماند؟ جز خاشاک؟گویا خود او نیز متوجه این پندار رؤیائی شده است از اینرو اضافه میکند: چون زن عقل و جان و دل برخاستی‌ این یقین هم در گمان است ای پسر کدام یقین مبدل بگمان میشود؟همان یقینی که برای حصول آن از استدلال و استنتاج و محصولات قوهء ادراک پرهیز میکردند؟ عقل میگوید:هیچ حادثه‌ای،هیچ وجودی،و هیچ امری در جهان هستی بدون علت‌ نیست و از نخستین روزی که بشر عاقل بر صحنهء هستی ظاهر شده است برای پیدا کردن علت‌ رویدادها به تکاپو افتاده است. اما آنها میگویند آنچه از عقل ساخته نیست از عشق ساخته است یعنی با شوق و جذبه به کشف و شهود میرسند از اینرو صریحا میگوید: عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست‌ عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد عشق دیده ز آن سوی بازار او بازارها قوهء ادراک بیش از شش جهت جهاتی نمییابد صوفی میگوید:غیر از شش جهت اصلی‌ و مادی یک جهت دیگر هست و ناچار آن جهت دیگر فرو رفتن در خویش است و عقل نمی‌گذارد که بدان اقطار مرموز سفر کنیم برای اینکه برای هر چیزی و رویدادی دلیل مثبت میجوید و پیوسته میخواهد رابطه میان علت و معلول را بیابد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.