Skip to main content
فهرست مقالات

تمدن نوین اسلامی؛ تفکر ازی a و غیر A

نویسنده:

(24 صفحه - از 9 تا 32)

طرح موضوع تمدن نوین اسلامی، درواقع نشـانگر وحـدت نظـری اسـت کـه بـین ملت های مسلمان و مستضعفان جهان ، در تقابل با حصـرگرایی جهـان اسـتکبار، به منصه ظهور رسیده و حضور مقتدرانه چنین تمدنی در تمـام معـادلات جهـانی، حاکی از وجود عالمانه آن اسـت . مولفـه هـای ایـن تمـدن بـا ایـن بنیـان کـه نگـاه تک قطبی صفر و یک در هیچ یک از ساحت های ماورایی و این جهانی ، قابل قبـول نیست و با تکیه بر تفکر A و غیـر A، تمـدن مبتنـی بـر جهـان مـادٔه غربـی را نیـز مردود نمی شمارد و معتقد است که تفکر فازی و قانون چندارزشی در این جهـان ، توسط خدای هسـتی بـه ودیعـت نهـاده شـده اسـت . اینکـه دولـت هـا و ملت هـا و تمدن ها، یا با ما هستند و یا برضد ما، اینکه دولت ها و ملت ها، یا تحت سیطرٔه مـا هستند یا محکوم به نابودی ، یعنی A یا غیر A، در تمدن نوین اسلامی جایگـاهی نـدارد. اولـین مولفـه ایـن تمـدن ، عنصـر حکمـت و دانـایی اسـت ؛ چراکـه بنیـان آموزه های اسلام بر حکمت است : «من یوت الحکمـة فقـد اوتـی خیـرا کثیـرا» (بقره : ۲۶۹). مولفه انسان ولی نه انسان سکولار و بریده از خدا، بلکه خلیفه خـدا و با اندیشه فازی و با کارویژه های فرعی چون مقولـه آزادی ، کرامـت ، جـاودانگی ، عدالت و امنیت در این تمدن ، بسیار مهم اسـت . نـوع نگـاه بـه جهـان و هسـتی و جان جهان یعنی خداوند و تزریق عنصر تشـکیکی و ذومراتبـی در جهـان شناسـی فازی ، از واجب الوجود به عنوان فعلیت محض تا ماده اولیـه کـه فعلیتـی جـز عـدم فعلیت نیست ، دیگر مولفه مهم این تمدن است . هدفمند بـودن هسـتی بـه اینکـه عالم ، حاصل تضاد تصادفی ماده بی جـان و بـی شـعور نیسـت و هـدفی در خلقـت عالم به ویژه شاهکار خلقت ، انسان ، وجود دارد و بدون داشـتن نظریـه ای مناسـب درباره معناداری عالم هستی ، نمیتوان به گونه مناسبی ، انسـان و شـرایط زنـدگی مناسب او را مورد توجه قرار داد، در این تمدن اساسی است . جامع نگری بـه همـه امور هستی و مراتب وجودی انسان مد نظر است . حذف یک یـا چنـد بعـد از ابعـاد وجودی وی و گرایش به تـک سـاحت گـروی و فروکـاهش گرایـی، ظلـم بـه انسـان است ؛ یعنی روش شناسی صفر و یک غرب امروز در نظام هندسی فـازی بـه شـدت محکوم است . عدالت و صلح مبتنی بر عدالت از دیگر مولفه هاست . عدالت امری تابع دین و برگرفته از دین نیست ، بلکه خود، مفهومی مطلق و مسـتقل اسـت و صلح نیز چنـین اسـت و تحقـق عملـی ایـن دو در تمـدن نـوین اسـلامی ، توامـان صورت میگیرد و در صورت جدایی آنها از یکدیگر، نه صلح می ماند و نـه عـدالت . ازآنجاکه شاکله تمدن ها به انسان های مختاری وابسته است که با تربیت صـحیح و بنیــادین و اصــولی ، خــود را شــریک فرازوفــرودهــای ایــن تمــدن مــی داننــد، مردم سالاری در تمدن نوین اسلامی، اساس و علاوه بر سه مولفه مهم عقلانیت ، عدالت و قانون ، دیانت از شاخصه های آن است و به تبع ، آزادی و کرامـت انسـانی بر اساس عقل و تقوا نیز در پازل بزرگ این تمدن معنا مییابـد و حقیقـت آزادی در چهارچوب عقلانیت دینـی بـا دو رکـن عصـیان و تمـرد و تسـلیم و انقیـاد عالمانـه تحقق میپذیرد. سبک زندگی و در محوریت آن ، خانواده به عنوان شـاکله انسـانی تمـدن ، بسـیار مهـم اسـت . تـلازم همشـگی عمـل بـا نظـر و عقـل و نقـل نیـز از مولفه های تمدن نوین اسلامی منظـور شـده اسـت . در مجمـوع هندسـه معرفتـی تمدن نوین اسلامی ، رویکرد حصرگرا و یک بعدی نگر، مردود و رویکرد جامع نگر بـا دو ویژگی پویایی و پایایی حاکم است .


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.