Skip to main content
فهرست مقالات

ده، دهی، دهید، دهاد، دهاده

نویسنده:

(3 صفحه - از 586 تا 588)

کلید واژه های ماشینی : دهاده ، فارسی ، تاریخ بیهقی ، معنی ، گرشاسب نامه ، تصحیح حبیب یغمایی ، شاهنامه ، عطا ، تاریخ بیهقی چاپ ، فعل

خلاصه ماشینی:

"جمشید سروشیار (اصفهان) ده،دهی،دهید،دهاد،دهاده در متون قدیم فارسی و تازی از استعمال این چند واژه که از هر یک به گونه‌ای‌ معنای زدن و آزردن و کشتن و حمله آوردن و مانند آن برمی‌آید،شواهدی یافته‌ می‌شود: الف-ده:بزن،بکش،بیازار،حمله‌آور... )هیچگونه قرابتی ندارد،روشن نیست که آیا مصدر آن نیز «دادن»17بوده است یا«دهیدن»18و یا چیز دیگر؟روانشاد علامهء قزوینی که از بنیاد و ریشهء«دهید»ناآگاه بوده،از بی‌ارتباطی معانی کشتن و حمله بردن با عطا نمودن و بخشیدن-که برای واژهء«دادن»شمرده‌اند-بحق دچار شگفتی شده و در این باب چنین نگاشته است: «... اگر فی الواقع در اعماق و زوایا و خفایای معنی و مفهوم«دادن»یک‌ مفهوم حمله و پوزش مستتر و مکنون و مضمر است،من نمی‌توانم علاقه و جامع و رابطه و وجه شبه بین معنی حقیقی اصلی«دادن»را-که بمعنی عطا و اعطاء است- با معنی مجازی و استعاره‌ای آن-که بمعنی حمله و هجوم است-حدس بزنم و تصور کنم که چیست؟19» *** باری بنظر بنده،این چند واژه-که با شواهدی چند برشمرده آمد-با (dahik) پهلوی که بمعنی آسیب،آزار،تاراج و ویرانی است‌20همریشه‌ می‌باشد و شاید این همه با dsh) 21)بمعنی گزیدن که در واژهء(اژی دهاک‌ (azidahak یا«اژدها»آمده نیز بی‌ارتباط نباشد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.