Skip to main content
فهرست مقالات

شاه شاهان تو،...

شاعر:

(2 صفحه - از 269 تا 270)

کلید واژه های ماشینی : شاه شاهان، کربلائی، عطش، درویش، جالیز، آب، باغت، استاد حبیب یغمائی، خدا، جود و کشت کرم

خلاصه ماشینی:

"حکایت کربلائی کرم،گدای خدا، کدخدای کلاته«میر عماد» دور جالیز خویش،گرمگهی‌ شاد و شاکر ز فیض رب عباد پرسه می‌زد به عادت معهود با سگ بی‌بخار خود«میلاد» شادمان از حصول حاصل خوب‌ کشت و کاری به حد و بار زیاد کار یک کشتکار و شش مزدور همچو کبلای ما،همه استاد خطهء طوس و باغترهء دیم‌ حاصلش بهترین جمله بلاد باغت آباد!طوس،کندوی شهد، آب و خاکت بهین بیاض و سواد خربزه قند و هندوانه نبات‌ تیل مشکنگبین،زمین قناد بار موفور باغتره چنان‌ تور پر ماهی و کرم صیاد *** باری،آن گرمگاه،درویشی‌ رهروی ژنده پوش و بی‌زر و زاد دو ستون مرکبی،جریده روی‌ پر ترک پا،مجردی چو جراد گل و گردن چو یال اسب و اسد سر و سبلت چو بیشهء آساد راحت از گیر و دار بود و نبود فارغ از چند و چون کون و فساد سر به هر گوشه و کنار جهان‌ زده،چون ره،به پای استعداد گل مولای برگ سبز بدست‌ جز ز مولا نکرده استمداد منقبت خوان روان و ابن سبیل‌ بی‌خیال زر و زن و اولاد با تبر زین و خرقه و کشکول‌ تکیه بر منتشا،به لب اوراد قرب ظهری در آن اواخر تیر رفته داغی فراز حدی حاد آمد از راه،تشنه‌تر ز کویر گفت:«هو،حق مدد!علی امداد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.