Skip to main content
فهرست مقالات

خاطرات دوران کودکی سخنران کوچک مسجد ما

نویسنده:

(4 صفحه - از 48 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : مسجد ، نوجوانان ، جوانان ، مردم ، تظاهرات ، دوران کودکی سخن‌ران کوچک مسجد ، تمرین ، اضطراب ، خاطرات دوران کودکی سخن‌ران ، روحانی مسجد

خلاصه ماشینی:

""او تا این جمله را گفت:مردم یکصدا گفتند:صحیح است،صحیح است!من خیلی‌ تعجب می‌کردم که چگونه یک پسر پانزده ساله‌ که چند سال قبل نیز همکلاسی من بود،این‌ گونه سخنرانی می‌کند و مثل روحانی‌ها حرف‌ می‌زند. چطور می‌توانی با روحانی مسجد صحبت بکنی؟ خوبه که خجالت نمی‌کشی؟ او بعد از شنیدن حرفهای من تبسم کرد و گفت:"برای چه بترسم؟مگر حرف زدن هم‌ ترس دارد؟آدم وقتی مطلبی را بلد باشد،چرا نتواند آن را برای دیگران بازگو کند؟البته‌ درست است که تمرین و اعتماد به نفس هم‌ لازم است. تا اینکه معلم قرآن ما اطلاع‌ داد که روزهای جمعه جلسه‌ای دارند که در آن‌ عده‌ای از بچه‌ها دور هم جمع می‌شوند،درس‌ قرآن،احکام و حدیث یاد می‌گیرند و بعد هم در هر جلسه چند نفر از بچه‌ها مقاله و شعر می‌خوانند. بعد از یکی از بچه‌های دیگر می‌خواستند که‌ سخنان آن دو نفر را جمع‌بندی کند و همهء اینها مواردی بود که روحیهء اعتماد به نفس را در دانش‌آموزان آن جلسهء دینی تقویت می‌کرد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.