Skip to main content
فهرست مقالات

از خاطرات یک مادر

نویسنده:

(3 صفحه - از 62 تا 64)

کلید واژه های ماشینی : مادر ، تاج ملوک خانم ، مادربزرگ ، غزاله ، مهران ، اوقات تاج ملوک خانم ، وسواس ، دختر ، خواهرانش ، دست غزاله صبح

خلاصه ماشینی:

"مادربزرگ مثل همیشه شروع به نصیحت کرد و او را به صبر و حوصله دعوت نمود تاج ملوک خانم‌ گفت ناسازگاریش به کنار،حالا هرکدام از کتابها و دفترها و لوازم مدرسه یا لباسهایش خراب یا کهنه میشود بتصور اینکه،اگر ما،یا پدرش آن را ببینیم دعوایش می‌کنیم،آنها را گم‌وگور میکند. تاج ملوک خانم نگاهی به مهران کرد و گفت واه‌ خدا مرگم بدهد انگار مهران هم دارد وسواس‌ غزاله را پیدا میکند؟!. تاج ملوک خانم گفت ما هم از اول که غزاله شروع‌ به وسواس کرد باید همین‌طور با حوصله با او روبرو میشدیم اما وقت برای این کار نگذاشتیم‌ اگر ما هم از اول یکربع سر هر مشکلی با غزاله‌ صحبت می‌کردیم و دلداریش میدادیم مجبور نمیشدیم بعد از خرابکاریهایش ساعتها با او کلنجار برویم. مادربزرگ به دلداری تاج ملوک خانم پرداخت‌ اما هم من هم مادربزرگ میدانستیم که‌ حرفهایمان کشک است و برای غزاله صدتا یک غاز (به تصویر صفحه مراجعه شود) نمی‌ارزد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.