Skip to main content
فهرست مقالات

تدریس موثر: نماد تمام نمای «عملی» بودن آموزشگر دانشگاهی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (37 صفحه - از 67 تا 103)

تدریس ازجمله فعالیت­هایی است که تعریف آن با همه سهولت ظاهری، از صعوبت زیادی برخوردار است. نقش انکارناپذیر این فعالیت در فرایندهای تربیتی موجب شده است که برای وضع مطلوب آن اندیشه­ورزی شود و الگوهایی ارایه گردد. این تلاش­ها با دستاوردهای متنوعی همراه بوده و به‌تبع آن، شواهد و دلایلی برای دفاع از الگوهای موردنظر تهیه و تولید شده است؛ اما آیا با اطمینان می­توان از یک روش، الگو یا راهبرد مناسب تدریس سخن گفت و دفاع کرد؛ به‌گونه‌ای که آن روش یا الگو یا راهبرد به‌مثابه یک راه، معلم (از آموزگار تا استاد دانشگاه) را به مقصود برساند؟ ایده اساسی در این مقاله (که مخاطب خاص خود را مدرسان دانشگاهی می­داند) آن است که اصولا «معلمی کردن» با عمل در موقعیت­های منحصر به فرد همراه است و برای چنین عملی «شایستگی تولید روش بر اساس دانش و تجربه»، نقش محوری بازی می­کند. آنان که به کار معلمی تن می­سپارند، نمی­توانند برای اعمال خود به راهبرد، الگو و روشی خاص دل ببازند؛ اما نیاز دارند با آگاهی از این الگوها، بنای تدریس خود را در هر موقعیت خاص بسازند. آگاهی از دانش تدریس و تامل بر تجارب تدریس خود، لازمه تولید روش و الگوی متناسب تدریس هر موضوع در هر زمان برای هر گروه از مخاطبان است و از این حیث، همه استادان (معلمان) موثر، «فکورانه» عمل می­کنند و به‌واقع «عملی» هستند.

It is hard to define Teaching Practice despite its seeming simplicity. The undeniable role of teaching in educational activities has prompted reflection over its ideal definitions and methods. Such reflections have resulted in various achievements، each justified by evidence and arguments. But can one speak of and advocate an ideal method، model or strategy of teaching which serves as a path for the teacher (either in K12 or higher education settings) towards the ultimate end? The main idea of this paper (which targets university teachers as its audience) is that ‘teacherhood’ implies facing unique situations for which the ‘competency to create a model based on knowledge and experience’ plays a crucial role. Those who select teaching as a career should not exclude themselves to a single strategy، model or method which would supposedly serve as a universal solution in every situation. Nonetheless، one can attain certain rules of thumb which would be helpful for others in exploration of the teaching practice. However، knowledge of teaching strategies and reflecting upon teaching experiences is an imperative for creation of a fruitful method in every specific situation، and all effective teachers have «deliberative» actions and they are actually «practical».


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.