Skip to main content
فهرست مقالات

تفکیک افسردگی مزمن از غیرمزمن براساس دو سازه بیش‌کنترل‌گری و پیوند اجتماعی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم) (20 صفحه - از 23 تا 42)

هدف مطالعه حاضر، بررسی توان این دو سازه در تفکیک افسردگی مزمن از غیرمزمن بود. نمونه مطالعه 20 نفر (15 زن، 5 مرد) بیمار افسرده مزمن، 16 نفر (14 زن، 2 مرد) بیمار افسرده غیرمزمن و 17 نفر (14 زن، 3 مرد) فرد سالم (53 =n ) بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از آزمونMANOVA  تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند که سازه‌های بیش‌کنترل‌گری و پیوند اجتماعی توانستند افراد مبتلا به افسردگی مزمن، افراد مبتلا به افسردگی غیرمزمن و افراد سالم را از یکدیگر تفکیک کنند؛ با این‌حال، در بررسی هریک از متغیرها به‌صورت جداگانه، دوسوگرایی در ابراز هیجان موفق به تفکیک بیماران افسرده مزمن از بیماران افسرده غیرمزمن نشد و نیاز شخصی به ساختار نیز نتوانست هیچ‌یک از سه گروه یادشده را از یکدیگر تفکیک کند. تلویحات مربوط به یافته‌ها، مورد بحث قرار گرفته است. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد، جنبه‌های آسیب‌شناختی خاصی که افسردگی مزمن را از افسردگی غیرمزمن جدا می‌کند، تاحدود بسیاری ناشناخته باقی مانده است. لینچ در نظریه آسیب‌شناسی خود، دو سازه بیش‌کنترل‌گری و پیوند اجتماعی را معرفی کرده است. وی معتقد است، علاوه بر تبیین افسردگی، مزمن و مقاوم به درمان‌شدن آن را نیز تبیین می‌کنند.

Current studies show that specific pathological features separating chronic depression from non-chronicremain largely unknown. In his psychopathological theory, Lynch has introduced two constructs namely overcontrolling and social connectedness that can not only explain the depression but also its chronicity and treatment resistance. The purpose of this study was to investigate the strength of these two constructs in distinguishing chronic depression from non-chronic depression. The study sample consisted of 20 patients with chronic depression, 16 patients with non-chronic depression and 17 healthy subjects (n=53) who were selected using purposeful sampling. The data were analyzed using MANOVA. The findings showed that overcontrolling and social connectedness were able to distinguish patients with chronic depression, patients with non-chronic depression and healthy subjects from each other; however, analyzing each variable individually, reveal that ambivalence over expression of emotions did not differentiate between patients with chronic depression and patients with non-chronic depression. Also the personal need for structure could not differentiate between the groups. The implications of the findings are discussed.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.