Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتی کوتاه به یاد بیست و سومین سال مرگ فروغ فرخزاد بهمن 1345 - دیماه 1313 تنها صداست که می ماند

نویسنده:

(6 صفحه - از 722 تا 727)

کلید واژه های ماشینی : شعر، سال‌مرگ فروغ فرخزاد، فروغ فرخزاد بهمن، خواب، زندگی، ستاره قرمز، مردم، هم‌خونی، پرواز، باغچه‌شان هم‌خونی

خلاصه ماشینی:

"از دنیای:ناامیدی، ناباوری، تنهائی، سرگردانی، سرخوردگی، دلهره و اندوه:در این فکرم من و دانم که هرگزمرا یارای رفتن زین قفس نیستاگر هم مرد زندانبان بخواهددگر از بهر پروازم، نفس نیست(اسیر)و از دنیای«نهایت شب»و«نهایت تاریکی»و در آرزوی«چراغی»و«دریچه‌ای»به «کوچه خوشبختی»رفتم، که گم شوم، چو یکی قطره اشک گرمدر لابلای دامن شبرنگ زندگیرفتم، که در سیاهی یک گور بی‌نشانفارغ شوم، ز کشمکش و جنگ زندگی(گریز و درد)«فروغ»در سال‌های پایانی زندگی، با شکل گرفتن، ژرفش و تشدید حرکت طوفانی، آزادیخواهانه و انقلابی مردم سرزمین ما، به شعور و آگاهی سیاسی-اجتماعی عمیق‌تری، دست می‌یابد، به توده محروم می‌پیوندد و در راه ستیز با زشتی‌ها و تاریکی‌ها گام برمی‌دارد. شعر برای او دیگر، بیگانه از زندگی مردم و خوشبختی آن‌ها نیست و از«انسانی که احساس سقوط می‌کند» * :«در شب کوچک من دلهره ویرانی است»دیگر، نشانی ندارد. شعر برای من عبارت است از زندگی- کردن کلمات در درون آدمی و بازنوشتن این کلمه‌ها به صورت زنده و جاندار در روی کاغذ..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.