Skip to main content
فهرست مقالات

فردوسی و ضحاک حقیقت نسبی است، ولی...

نویسنده:

(6 صفحه - از 1314 تا 1319)

کلید واژه های ماشینی : ضحاک، فردوسی، شاملو، فردوسی و ضحاک حقیقت، شاهنامه، بردیا، شاه، ضحاک حقیقت نسبی، فریدون، قیام مردم علیه ضحاک

خلاصه ماشینی:

"در دوره جمشید نیز اینگونه تضادها باعث می‌شود که اقشاری از طبقه بالا، رو سوی ضحاک آرند و او را که شاه سرزمینی دیگر است در ایران بر تخت بنشانند: «یکایک ز ایران برآمد سپاه سوی تازیان برگرفتند راه شنودند کانجا یکی مهترست پر از هول شاه اژدها پیکرست سواران ایران همه شاه جوی نهادند یکسر به ضحاک روی» 9 آقای شاملو!سواران ایران ضحاک را بر تخت می‌نشانند و نه توده‌های مردم. و آقای شاملو در این‌باره می‌گویند: «حالا شما بروید درباره این گرفتاری مسخره از فردوسی بپرسید چرا می‌بایست برای تهیه این ضماد کسانی را سر ببرند؟چرا از مغز سر مردگان استفاده نمی‌کردند؟» زیرا هدف فردوسی تکیه بر این نبوده است که ضحاک واقعا مارهایی بر شانه داشته است و خوراک آنها مغز انسان‌ها بوده است. » ولی واقع امر آنست که ستم همه گیر در این دوره باعث می‌شود که این شورش درگیرد: چنان بد که هر شب دو مرد جوان چه کهتر، چه از تخمه پهلوان ایشان درباره علت قرار گرفتن فریدون در رهبری جنبش می‌پرسند:«سئوال اینست که خوب، پس از پیروزی قیام چرا سلطنت به فریدون تفویض می‌شود؟ آقای شاملو!اینهمه چشم بر بدیهات نبندید. او سلاح را از آنان می‌ستاند تا تنها نظامیان حامی او مسلح باشند: «سپاهی نباید که با پیشه‌ور به یک روی جویند هر دو هنر یکی کار ورز و یکی گرزدار سزاوار هریک پدیدست کار» 14 و:از دیگر نسبت‌های ناروای ایشان به فردوسی، آنست که او مردم عادی را شایسته رسیدن به مقام رهبری نمی‌داند: «این به اصطلاح فرشاهنشهی موضوعی است که فردوسی مدام رویش تکیه می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.