Skip to main content
فهرست مقالات

داستان: پرنس ها (3)

نویسنده:

مترجم:

(9 صفحه - از 429 تا 437)

کلید واژه های ماشینی : دوئل ، زن ، فرانس به‌لو جای ده‌ده‌اون ، بخارست ، فرانس به‌لو ، شرافت آقای فرانس به‌لو ، گواهان ، ده‌ده‌اون ، سرگرد ، فرانس به‌لو زخمی

خلاصه ماشینی:

"یکی از آن‌ها، سرگرد بازنشسته لیکوگئورگ لیکو، مساله را جدی گرفت و گفت: -چه اسلحه‌ای پیشنهاد می‌کنید؟ بنابر قانون شرافت، کسی که دعوت به دوئل را قبول می‌کند، حق دارد نوع اسلحه را انتخاب کند. شاهد دوم من، له‌له‌پیتر یانو، اضافه کرد: -هرکدام از گواهانی که با آن‌ها بحث کردیم، گواهان دیگری را پیش ما فرستادند و از ما دعوت به دوئل کردند. شاهدان خستگی‌ناپذیر من، برای خود شاهداین پیدا کردند و به سراغ مدعیان دوئل فرستادند. )ده‌ده‌اون، وقتی داستان گواهان ما را شنید، گفت: -اگر بخواهیم قانون شرافت را رعایت کنیم، هرکدام از قانون‌های موجود، هیچ راه فراری برای شما قرار نداده... او آغاز به خواندن بندی از این قانون کرد که می‌گفت:اگر بعد از دعوت به دوئل، دو طرف باهم ملاقات و مذاکره کنند، دیگر نمی‌توان توهین را جدی گرفت و، بنابراین، موضوع دوئل منتفی می‌شود و نباید انجام گیرد. اکنون فرانس به‌لو جای ده‌ده‌اون نشسته بود و مؤدب و با نزاکت، با لحنی با طراوت صبحگاهی، رو به ده‌ده‌اون شروع به صحبت کرد: -آقای ده‌ده‌اون، شما ما را فریب دادید. گواهان لباس‌های خود را عوض کرده و، همان‌طور که رسم دوئل است، با کت و شلوار رسمی مشکی حاضر شده بودند. ولی پزشک دوم، ذره‌بینی از کیف خود درآورد، دست یکی از دوئل‌کنندگان را با دقت نگاه کرد و گفت: -حق با گواه است. چند سال بعد که همه این ماجراها فراموش شده بود، دیروقت شبی در کافه «تجارت»نشسته بودم و سعی می‌کردم کار کنم."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.