Skip to main content
فهرست مقالات

یوسف و زلیخا

شاعر:

کلید واژه های ماشینی : یوسف و زلیخا ، خنجری ، غلام سالار قبیله عاشقان ، خوانچه ، بانوی عشق به سان ، رسفر پرتاب در دره‌های سبز ، قایق ، دریا ، محمد رضا طاهریان ، یاس زیر پایت

خلاصه ماشینی:

"محمد رضا طاهریان یوسف و زلیخا انگاه که زلیخا خنجر و بوسه را بر خوانچه عشق نهاد و خشم‌ بر بازوان مبت چنگ زد خوانچه باژگون آمد و همچون تکه‌های تهمتی‌ به خاک ریخت‌ دریغ‌ که هزار باغ بنفشه پرپر شد باز بر شانه یوسف نشست‌ تا این غلام‌ سالار قبیله عاشقان باشد و بانوی عشق‌ به سان شندره سوگندی‌ از قامت گناه‌ به زیر افتاد زلیخای غمگین!اگر خنجری نبود بستر ناکام تو معبدی بود و تو عاشق‌ترین زنان روی زمین بودی‌ آه،اگر خنجری نبود. با آخرین ستاره که افتاد چون آبگینه د رسفر پرتاب‌ در دره‌های سبز سحر گاهی، همراه نیزه‌های ستاک نور ناگاه!"

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.