Skip to main content
فهرست مقالات

امید

شاعر:

کلید واژه های ماشینی : امید ، دستان بیداری و شیههء رخش ، زمستان ، سخت طاقت سوز ، سیلی سرد زمستان مرهم ، شعر ، بیدار شب زمستان ، چکا ، بال باور ژرف حقیقت ، امید به دشت باورت

خلاصه ماشینی:

"علی بداغی «امید» به دشت باورت بنشان‌ اگرچه سخت طاقت سوز که رفت امید آن بیدار شب زمستان‌ از تبار عاشقان‌ض زرتشت‌ مزدک‌ مانی و نیما آبگونه خنجر فریاد پیر توس‌ بر حلقوم دیو شوم تاریکی‌ سکوت نحس‌ به سیمای کریه و زشت ضحاک زمانه‌ سیلی کاوه‌ خروش ستم دستان بیداری‌ و شیههء رخش رخشانش‌ به خواب سخت رخوتناک خاموشان پریاوه‌ به صداها گوش سرما برده از سیلی سرد زمستان‌ مرهم گرمای مطبوع بهاران و چکا چکاک نوک خیل پرستوها به پوسیده تن سرما شریک درد صدها رستم سهراب مرده‌ -نی به دست خود- که با افسون دیوان سیهکار پلید پست‌ نوشداروی کلامی‌ در تسلای هزاران غمگن سوگ سیاوش‌ مظهر پاکی آنکه هرگز تن نداد آن جامهء ناپاک را ازدست سودابه‌ آری رفت شبخوان زمستان‌ آنکه گاهی نیز می‌نالید «بی‌مرگ است دقیانوس» و می‌دانست می‌گویند امید و چنین نومید!؟ صادق بود اما می‌سرایید آنچه را می‌دید می‌فهمید سخن کوتاه‌ درون آشیان دیده آرامید مرغ باور جانکاه تصویر غروبی تلخ‌ م."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.