Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی تطبیقی ابلیسانه‌های خلیل حاوی و فروغ فرخزاد

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (21 صفحه - از 23 تا 43)

پیش‌زمینه دینی حضور ابلیس در داستان آفرینش و عصیان او زیرساختی است که تصویرساز گناه، شرارت و لعنت ابدی در اذهان است. اما گاهی نویسندگان با برهم زدن دلالت‌های مالوف و با آشنایی‌زدایی از نام‌هایی چون ابلیس، به بازآفرینی اسطوره‌های دینی در قالبی نو و مفهومی گاه در تقابل با درون‌مایة نخستین آن می‌پردازند که چندان با باور عمومی سازگار نیست. پژوهش حاضر، با تکیه بر این بعد ادبیات در آشنایی‌زدایی از مفاهیم مالوف، با تکیه بر روش تحلیل متون باز که شرط اثرگذاری و اثرپذیری را در نظر نداشته و تجزیة آثار هنری را به منابع و تاثیرات، به منزلة تجاوز به تمامیت و معنی آن‌ها می‌داند، به واکاوی نماد ابلیس در سروده‌های خلیل حاوی و فروغ فرخزاد می‌پردازد که با خوانشی دیگرگون از این نماد، مرزهای مقدس مفاهیم دینی را درنوردیده‌اند و با کاربست چهرة قرآنی این موجود و داستان‌ها و رموز مربوط به آن، به بازآفرینی ابلیس در قالبی هنری روی‌آورده‌اند و بیان می‌دارد که چگونه آبشخورهای مشترکی چون افکار اگزیستانسیالیستی و آشنایی با آثار رمانتیک‌های غرب از یک‌سو و تلخ‌کامی‌های پی‌درپی دو شاعر در زندگی بر بیان سروده‌های آن‌دو در این مجال اثرگذار بوده است، به گونه‌ای که شعر فروغ را، فریاد انسانی در بند و شعر خلیل را، ندای وطن‌گرایی به بن‌بست رسیده ساخته ‌است.

In the religious context, the Devil’s rebellion in the creation myth represents sin, evil, and eternal damnation. But sometimes writers, by disturbing familiar signs and defamiliarization of names such as the Devil, recreate religious myths which are of a new form and which, regarding their content, oppose the original ones and, thus, are not very consistent with public opinion. The present research, focusing on the practice of defamiliarization of familiar concepts, examines the symbolic representation of the Devil in the poems of Khalil Hawi and Forough Farrokhzad who, with a different conception of this symbol, have transcended the borders of religious concepts. As deconstruction of literary works into their sources and influences destroys their entirety, the article employs a methodology which does not consider the way the text has influenced other texts and has been influenced by them. Thus, we study the poems of two poets who have no relation to each other and are not influenced by each other. In fact, what makes the article to focus on the foregoing poems of Farrokhzad and Hawi is that they enable us to find new meanings in relation to the Devil, meanings which are a form of deviation and a new expression of the concept of the Devil. These points provide a context in which we can study the content of the poems of the two poets in a comparative manner. So, the article tries to reexamine the poems of Farrokhzad and Hawi to demonstrate that they have used Koranic images and stories to recreate the Devil and that how their shared resources such as existential thoughts and familiarity with the works of Western romantics along with their successive failures in life have affected their poems in this regard so that Farrokhzad’s poetry is the cry of the captive humanity and Hawi’s is the scream of a patriot who has reached deadlock.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.