Skip to main content
فهرست مقالات

تجلی خواننده ضمنی در ساز موسیقی و تسمیه ی شراب؛ مورد کاوی باده سرایی ابن فارض و اعشی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (21 صفحه - از 87 تا 107)

نظریه‌های خواننده‌محور به مثابه نگاه نقدی نو، افق‌های جدیدی از زیبایی‌شناسی متون ادبی را به روی ما می‌گشایند. این نظریات ضمن تأکید بر نقش و اهمیت مخاطب، به بررسی چند و چون ارتباط متن ادبی و خوانندة متن می‌پردازد. یکی از فاکتورهایی که در ذیل این نظریه مطرح شده «خوانندة ضمنی» است. این خواننده به عنوان حلقة واصل متن و خواننده‌های اصلی، زمینة تحلیل تعامل آن دو را فراهم می‌کند. در این نوشتار چارچوب ظهور «خوانندة ضمنی» در دو لوح «نام شراب» و «موسیقی شعر» و در دو نوع شعر باده بررسی شده است. اول خمریة روحی و رمزی ابن‌فارض و دوم خمریات مادی أعشی. در این پژوهش مشخص گردید نام شراب در شعر ابن‌فارض، نقطة ثقل سرودة اوست و خوانندة ضمنی‌اش نیز محو این نام است؛ درحالی که مخاطب ضمنی شعر أعشی مرکزیت شعر را نه خود شراب بلکه از آن تأثیر آن و تلذذات خود می‌داند. از دیگر سو مخاطب ضمنی هر دو اثر علاقه‌مند موسیقی‌اند؛ لیکن موسیقی خاص خودشان، موسیقی شعر بیش از هر چیزی انعکاس جان، روح و حالی است که شاعر شعر خود را برای آن مهیا کرده است و باید جزء جزء آن به عنوان یکی از تماثیل شعری، با ماتریس کلی اثر هماهنگ و متناسب باشد، موسیقی باده‌سرایی این به نرمی و لطافت متمایل است و دیگری رو به سوی یک شب عیاشی دارد، هرچند گاهی تماثیل موسیقایی مشترکی بین آن دو می‌بینیم ولی در نگاه کلی و در کنار جمع تماثیل دیگر، روشن می‌شود که با وجود اشتراک جزئی هر یک گویای هندسة متفاوتی هستند و تمام تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها، نشانگر ضعف یا نقص یکی از آنها نیست بلکه بیانگر یک نظام منحصر به‌فرد موسیقیایی در شعر هرکدام هست که نمایی از طلب خواننده‌ی ضمنی هر کدام به نمایش می‌گذارد.

Reader-response theories, as a modern type of criticism, open new horizons of aesthetics of literary texts to us. Emphasizing the role and importance of the audience, these theories examine how the literary text and the reader are related. One of the terms specific to these theories is the “implied reader.” This reader, as the link between the text and the actual reader, provides the means to analyze their interaction. In this paper, the context of the emergence of the “implied reader” in Ibn al-Farid’s “The Wine Ode” and al-A’sha’s “The Music of Poetry” is examined. The former is a spiritual and encoded Anacreontic and the latter is a material one. It is argued that whereas wine in Ibn al-Farid’s poem is the center of gravity of his hymn and the implied reader is totally mesmerized by it, the implied reader of al-A’sha’s poem does not consider the centrality of the poem to be wine itself, but its effects and pleasures. On the other hand, the implicit readers of both poems are interested in music, but each in their own type of music. “The Music of Poetry” is, more than anything, a reflection of the life, soul and emotion that the poet has prepared his poetry for; each component of it has to be is in harmony with the whole matrix of the work. Its Anacreontic music is soft and gentle while the other, that is “The Wine Ode,” moves toward an orgy. Although we sometimes see common musical allegories in the poems, in general, and considering the rest of the allegories, it turns out that despite their few resemblances, each has a different geometry, and all their differences and similarities do not indicate the superiority of one over the other; rather, they demonstrate that each adopts a unique system of music in accordance with its own implied reader’s demand.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.