Skip to main content
فهرست مقالات

کتابشناخت: روزنامجه صاحب بن عباد و گزارش روزانه او از شهر بغداد

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 317 تا 338)

شکی نیست که بیش‌تر میراث کهن ایرانی پس از اسلام چه به زبان فارسی و چه به زبان عربی، همچنان به شکل نسخه‌های خطی است و راهی به بازار تصحیح و چاپ نیافته است؛ بگذریم از اینکه بسیاری از این میراث چاپ و تصحیح‌شده به زبان عربی نیز، هنوز به فارسی برگردانده نشده و خوانندة ایرانی ناآشنا به زبان عربی، از آن‌ها بی‌بهره است. یکی از این نوشته‌هایی که اتفاقا بیش از نیم‌سده از تصحیح (گردآوری) آن می‌گذرد و اندیشه‌های یکی از شخصیت‌های بزرگ ایرانی یعنی صاحب بن عباد را آینگی می‌کند، کتاب روزنامجه است که از دو جهت ارزشمند است: یکی اینکه گویا صاحب، از نخستین کسانی است که واژة روزنامجه را به معنای امروزینش به کار برده است، دیگر اینکه این کتاب او، احوال و اندیشه‌های باوری و اجتماعی صاحب بن عباد را در دوره‌ای که کمابیش بیست سال داشته و هنوز به وزارت نرسیده بوده، بازتاب می‌دهد. در جستار پیش رو نخست به کاربرد واژة «روزنامه» در متون کهن عربی و علت حضور صاحب بن عباد در بغداد و نگارش یادداشت‌های روزانة او برای استادش ابن عمید، چشم‌زد داریم؛ سپس به بررسی تصحیح محمدحسن آل‌یاسین از این کتاب و بخش‌هایی را که گمان کرده‌ایم وی در کتاب خود نیاورده است می‌پردازیم. از آنجا که گویا صاحب بیش از یک‌بار به بغداد سفر نکرده است، می‌توانیم همة گزارش‌هایی را که در پیوند مستقیم او با بغدادیان ذکر شده، بخشی از روزنامجة مفقود او به شمار آوریم. به دلیل دلبستگی صاحب بن عباد به معتزله، فقیهان و متصوفه و گرایش به حضور در مناظره‌های علمی و ادبی، وی در بغداد بیش از همه، با این سه گروه نشست‌و‌برخاست داشته است.

There is no doubt that most of post-Islamic Iranian ancient literature, either in Persian or Arabic, is still in the form of manuscripts which have not been corrected. Even those corrected and translated into Arabic have not yet been translated into Persian. Hence an Iranian reader who is unfamiliar with Arabic will not have the opportunity to enjoy this legacy of literature. One of these works, whose correction dates back to more than half a century ago and reflects the thoughts of a great Iranian figure, Sahib ibn Abbad, is Rooznamejeh. This book is of immense value because, firstly, the writer seems to be one of the first people to use this word in its current sense and secondly, it reflects the attitudes and beliefs of Sahib when he was aged around twenty and had not yet entered the Ministry. This paper firstly focuses on the use of the word “rooznamejeh” in ancient Arabic texts and the reason for Sahib’s presence in Baghdad where he wrote daily notes for his teacher Ibn al-Amid. As there is no other written text about Rooznamejeh except for Mohammed Hassan al-Yassin’s brief introduction, the paper then studies al-Yassin’s correction of this book and the parts he has not included in his correction. To do so it is necessary to answer two questions: Has al-Yassin referred to all the written accounts, books, etc. on Rooznamejeh in his correction? What groups and circles had Sahib mostly met on his journey to Baghdad, and why? Due to his interest in Mu’tazila and scientific and literary debates and circles, Sahib mostly met the fuqahā and Sufis of Baghdad. Since the book’s author seems to have travelled to Baghdad only once, we can conclude that all the accounts of his meetings with the people of Baghdad are the lost parts of his Rooznamejeh.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.