Skip to main content
فهرست مقالات

اسکندر گجسته و مردم کازرون

نویسنده:

(2 صفحه - از 1153 تا 1154)

کلید واژه های ماشینی : اسکندر گجسته و مردم کازرون، اسکندر، شهر، کلاهی، چاه آبی، ادبیات شفاهی مردم کازرون، تصرف شهر کازرون، راز، ملک بهمن، تیشه

خلاصه ماشینی:

"می‌گویند در این میان، شیطان که دل پرخونی از مردم کازرون داشت، در نقش مزدوری فریبکار، در به کمک اسکندر می‌شتابد و میراخور را سرانجام راضی می‌کنند که میخ نعل اسب امیر را طوری قرار دهد که پس از یکی دو دور سواری، نعل اسب کنده شود و سوار و اسب هر دو به زمین درغلتند که چنین می‌شود. و چون نمی‌توانست آن را با کسی حتی با نزدیکان خود، در میان بگذارد، این بود که به ناچار به کنار رودخانه شاهپور می‌رود و کلنگی راکه با خود برده بود بر زمین می‌زند و همنوا با غروش رودخانه به آرامی زمزمه می‌کند:اسکندر گجسته، شاخ ری(روی)سرش نشسته.... شاخ ری سرش نشسته به روایتی می‌گویند:کلاهدوز که نگهداشتن آن راز، برایش عقده‌ای شده بود و طاقت از دست داده بود، تیشه را برمی‌دارد و به بیشه شاهپور می‌رود و تیشه را برزمین می‌زند و با خود به آرامی زمزمه می‌کند:اسکندر شاخ دارد..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.