Skip to main content
فهرست مقالات

درباره تاریخ مشهور مسئله اصالت وجود

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (17 صفحه - از 107 تا 123)

در میان معاصران، روایت تاریخی مشهوری برای مسئلۀ اصالت وجود مفروض دانسته شده است که طبق آن نقش‌های اصلی از آن ابن‌سینا، سهروردی و صدرا است و میرداماد نقش مکمل روایت را به عهده دارد: ابن‌سینا، در تقابل با متکلمان اشعری، قائل به زیادت وجود بر ماهیت در ذهن می‌شود؛ سهروردی، این تمایز را در خارج انکار می‌کند؛ میرداماد این مسئله را به شکل مسئلۀ دوران اصالت میان وجود و ماهیت تنظیم می‌کند؛ و در نهایت، صدرا نظریه اصالت وجود را پدید می‌آورد. نشان داده خواهد شد که این روایت تاریخی در همۀ بخش‌هایش دچار نقص‌ها و اشتباهات تاریخی است. اولا، به لحاظ تاریخی محل نزاع بوده و هست که آیا ابن‌سینا مدعی زیادت وجود و ماهیت در ذهن بوده است یا در خارج. ثانیا، نزاع تاریخی بر سر زیادت خارجی یا ذهنی وجود در میان شارحان و مفسران ابن‌سینا دامنۀ وسیعی داشته است. ثالثا، سهروردی تنها یکی از فیلسوفانی است که در این نزاع وارد شده و علیه تابعان مشائیان استدلال کرده است. رابعا، تنها متنی که بر اساس آن طرح مسئله اصالت وجود به میرداماد منسوب شده است، منحول است. و خامسا، میرداماد و صدرا در همین نزاع کهن وارد شده و بر سر حل آن اختلاف‌نظر داشته‌اند.

Within the contemporary literature, there is a well-known narration of the history of the problem of primacy of existence according to which Ibn Sina, Suhrawardi and Sadra plays the leading roles and Mirdamad has the supporting role: Ibn Sina introduces the supper-addition of existence to the essence in mind; Suhrawardi denies that this distinction is in reality; Mirdamad reconstruct this problem as to whether existence or essence is primarily exist; and finally, Sadra introduces the thesis of primacy of existence. We will argue that all these historical data is incorrect. First, it was historically controversial whether Ibn Sina's distinction between existence and essence was something in reality or purely in mind. Second, after Ibn Sina there was a vast debate on this problem among the followers of the peripatetic philosophers and their opponents. Third, Suhrawardi is just one of the enemies of the followers of the peripatetic philosophers who argue against the distinction of existence and essence in reality. Forth, the only text based on which the introduction of the problem of the primacy of existence is ascribed to Mirdamad is not Mirdamad's. Fifth, Mirdamad and Sadra actually engaged in the traditional problem of the distinction of existence and essence in reality.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.