Skip to main content
فهرست مقالات

رهیافتهای گوناگون در بررسی فرهنگ

نویسنده:

(5 صفحه - از 60 تا 64)

کلید واژه های ماشینی : فرهنگی، دین، مختصه، اجتماعی، تعلیم و تربیت، قبیله، مالکیت، حق، خویشاوندی، مبادله میان سیستمهای اجتماعی

در بررسی فرهنگ،خردترین واحد«مختصه»است و پیوستگی چند مختصه یک«مؤلفهء فرهنگی»را می‌سازد که‌ دارای معنی و هدفی است.مؤلفه‌های فرهنگی غالبا با شرایط زیست‌محیطی مرتبطند و لذا یک‌گونهء فرهنگی‌ می‌تواند با منطقهء جغرافیایی خاصی پیوند بیابد و بدین‌سان‌ مفهوم«پهنهء فرهنگی»مطرح می‌شود.بررسی تفاوتهای‌ فرهنگی مفهوم«گونهء فرهنگی»را پیش کشیده که برحسب‌ شرایط زندگی مردم متفاوت است.علی‌رغم تفاوتهای‌ گونه‌های فرهنگی همهء آنها در اموری مشترکند. هر جامعه نظم و سازمانی دارد و آن برحسب تقسیم‌ وظایف و موقعیتهاست.همهء جوامع طبقات و اجزایی‌ دارند و هریک در انسان‌شناسی به نحو مخصوص به خود تعریف و توصیف می‌شوند.بعلاوه،بخش بخش شدن‌ جامعه به حال آن مضر نیست،بلکه با گسترش و بزرگ‌ شدن آن قرین است.تخصصی شدن در درون جامعه به‌ مبادلهء کالا می‌انجامد و این هم به نوبهء خود به توسعهء جامعه و تحکیم پیوستگیها کمک می‌کند.مبادله میان‌ سیستمهای اجتماعی-فرهنگی نیز همواره صورت گرفته و ارتباطات میان جوامع را تأمین کرده است. مالکیت در جوامع ابتدایی صورتی متفاوت از مالکیت‌ در جوامع پیشرفتهء امروزین دارد.مالکیت فردی به معنای‌ امروزین معمولا موجود نیست،بلکه حق استفاده از کالاها یا منابع وجود دارد و این حق از کل قبیله(با واسطهء رئیس) یا از گروه خویشاوندان به فرد منتقل می‌شود.افزون بر اینها حق استفاده از منابع طبیعی به فرد یا گروهی تعلق‌ نمی‌یابد،بلکه همه می‌توانند از آنها بهره ببرند. تعلیم و تربیت روندی است برای اجتماعی شدن یا فرهنگی شدن انسانها و آن هم در کلیهء جوامع بشری‌ موجود است.تعلیم و تربیت ممکن است رسمی باشد، ولی معمولا غیر رسمی است و غالبا هدف آن انطباق یافتن‌ فرد،از بدو تولد،با کلیت جامعه است.ولی از آنجا که‌ در درون جامعه مجموعه‌های کوچکتری مثل انجمنهای‌ حرفه‌ای وجود دارد،تعلیم و تربیت ممکن است برای‌ مقاصد آن مجموعه‌ها تنظیم شود. دین و سازمان دینی از وجوه اشتراک کلیهء جوامع بشری‌ است.در انواع دین،از صورت بسیار ساده(پرستش‌ ارواح و اشباح)تا پیشرفته‌ترین صورت دینی(یکتاپرستی و قبول اصل جهانی واحد)موجود است.جوامع بسیار ابتدایی معمولا واجد صورت سابق الذکر هستند،ولی‌ گهگاه صورت اخیر به نوعی در میان آنها یافت شده‌ است.در این جوامع جادو نیز در کنار دین وجود داشته‌ که نحوهء ارتباط آن با دین بحثهای بسیاری از در بین‌ محققان برانگیخته است. اخلاق و رسم و قانون نیز جهت مشترک دیگر جوامع‌ است،لکن بحث دربارهء حدود و تعاریف هریک‌ دشواری خاص دارد.این دشواری به ویژه در بررسی‌ جوامع ابتدایی رخ می‌نماید،زیرا در آنها چارچوبها درهم‌ تداخل می‌کنند.به‌هرحال این مقولات-هرچه باشند-به‌ یکنواختی جامعه و انسجام آن کمک می‌کنند و بدون آنها اجتماع محکوم به تلاشی است.

خلاصه ماشینی:

"مالکیت فردی به معنای‌ امروزین معمولا موجود نیست،بلکه حق استفاده از کالاها یا منابع وجود دارد و این حق از کل قبیله(با واسطهء رئیس) یا از گروه خویشاوندان به فرد منتقل می‌شود. مبادله یا گردش کالاها و خدمات البته باید در سیستمهای اجتماعی-فرهنگی هم صورت بگیرد که‌ در آنها تقسیم کار به تخصص منجر شده است: یک آهنگر باید غذا به دست بیاورد و یک کشاورز به‌ داس آهنی نیاز دارد. تبادل کالاها بین سیستمهای‌ اجتماعی-فرهنگی در همه جا انجام شده و می‌شود و حتی در پایین‌ترین سطوح پیشرفت‌ اجتماعی نیز واقع می‌شود؛در بعضی از موارد این‌ تبادل تنها صورت ارتباط غیر خصمانه است. در بعضی از قبایل مفهوم دیگری وجود دارد و آن‌ این است که زمین به قبیله«تعلق دارد»و رئیس قبیله‌ یک کرت یا یک مزرعه را به افراد یا خانوارهایی‌ تخصیص می‌دهد تا از آن برای خودشان استفاده‌ کنند. بنابر آنچه‌ گفته شد،در مورد جوامع مزبور صفت اشتراکی‌ قابل توجیه است؛اما این لفظ کمونیسم بود که‌ باعث رنجش-یا حتی ترس-می‌شد،چرا که‌ مدلول مارکیستی داشت یکی از مهمترین و نیز مشخصترین ویژگیهای‌ حیات اقتصادی جوامع ما قبل کتابت-که با تمدنهای امروزین در تقابل است-این است که از هیچ فرد،هیچ طبقه یا گروهی در جامعهء قبیله‌ای‌ حق استفاده از منابع طبیعت سلب نمی‌شود و همه‌ آزادند که از آنها بهره‌برداری نمایند. مورخ از بابت ابهام در تفاوت رسم و قانون به‌ زحمت نمی‌افتد،بلکه قوم‌شناس است که در تحلیلهای خود با دردسر روبرو می‌شود،چون در جوامع متمدن-که تاریخ مشمول آنها می‌شود- برقراری تمایز چندان دشوار نیست؛و در مقابل، در جوامع ما قبل کتابت همیشه نمی‌توان بین دو مفهوم تفاوت آشکاری یافت."

صفحه:
از 60 تا 64