Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگ مردم: با صفای صبحدم گلگشت

نویسنده:

(40 صفحه - از 288 تا 327)

کلید واژه های ماشینی : ایل، روستائی، آبادی، شهر، جاده، اسم، زبیر، منطقه، جوانی، کوه

خلاصه ماشینی:

"پیرمردی است چوپان و هفتاد هشتاد ساله که هر صبح و شام همراه گله در دشت و کوه و با همه تبحر و تخصص دست از چوپانی نکشیده و طبابت را به تفنن قبول کرده و شهرۀ عام و خاص است،و به وقت برگشتن هر غروب لااقل چهار پنج مریض می‌بیند و به درمان،و اغلب بی‌هیچ چشم‌داشت و گرفتن جیره و مواجبی و اغلب طبابتش چه مفید و شفابخش،تا آنجا که معلم همراهمان به او اسم «آلبرت شوایتزر»را می‌داد که باید این اسم را از زبان معلم می‌شنیدی که لابد کتابی خوانده و تجلیل فاضلانه می‌خواست از خان ممد کند وگرنه بقیۀ ایل از او به اسم خان ممد خوش نیت یاد می‌کردند. باز جای شکرش که هنوز همبرگر و استیک به حریم ایل پا نگذاشته،صد البته اگر نورآباد گذاشته باشد،یادم به سفری در ایل بختیاری می‌افتد:فرسنگها از شهرکرد دور شده بودیم و ظهری در یک آبادی خسته و گرسنه دنبال قهوه‌خانه‌ای می‌گشتیم که جوانک معلمی ما را دعوت کرد به خانه‌اش و به نهار که سوسیس سرخ کرده و تخم‌مرغ بود و بهت و تعجب ما که سوسیس کجا و اینجا کجا،و شنیدنی از زبان معلم که هر ماه وقت مرخصی رفتن بیشترش شوقش خرید سوسیس از شهرکرد است وا ینکه غذاهای بومی چربی زیاد دارند و چه‌بسا باعث بیماری و سایر قضایا..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.