Skip to main content
فهرست مقالات

مایل افشار

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : ناصر الدین شاه ، تخلص ، مشتری ، عمید الملک ، اشعار ، میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک ، قطعه ، مایل افشار ، مستوفی‌الممالک ، حسن

خلاصه ماشینی:

"در هجو میرزا علی خان امین الدوله و برادرش میرزا تقی خان مجد الملک‌ که شعر میگفت و عبقری تخلص میکرد گفته است: در خانه‌اش از چه آب جاری است‌ آن خانه نه بلکه آب ریز است آن نرمیش از ره ادب نیست‌ بلغم بسیار نرم و لیز است‌ آن عبقر یک که نیم غوره است‌ غوره نشده همی مویز است در هجو عمید الملک گوید مایل که نام اوست حسن از عمید ملک‌ بعد از هزار مدح تقاضای زر نمود برداشت کلک و دفتر و بعد از هزار فکر عشر قران حواله به بوک و مگر نمود بعد از حواله گشت پشیمان و خیره خیر در روی او بچشم تحیر نظر نمود گفت ای حسن چه سحر نمودی که دست من‌ بی اختیار معجز شق القمر نمود مایل خورجین کوچکی داشت که همیشه به دوش خود افکنده و تمام اشعار خود را بر قطعات کاغذ پاره نوشته و درآن‌جا داده بود وقتی مرحوم علی قلی خان‌ مخبر الدوله آنرا بدویست تومان خرید و بیکی از منشیان خود داد که پاک‌نویس‌ کرد و دیوان مایل را تنظیم نمود که پس از مرگش بارث بحاج مخبر السلطنه‌ هدایت رسید و مکرر در خدمت ایشان آنرا دیده بودم چون دست مایل از خورجین‌ کوتاه شد در باب عمید الملک سرود: دفتر اشعار مایل را تمام‌ دوش جای کاه و جوخر خورده است‌ بعد از این مدح عمید الملک را گوید از پس آنکه دفتر خورده است وقتی ناصر الدین شاه مشتری و مایل را بحضور طلبید و امر فرمود که حضورا یکدیگر را هجو نمایند بعد از چند شعری که مابین ایشان رد و بدل شد مایل این قطعه را سروده و مشتری را مجاب نمود و مورد انعام قرار گرفت."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.