Skip to main content
فهرست مقالات

کار نابکاران

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : نابکار ، شاهنامه ، فردوسی ، شعر ، نظم ، زردشت ، سخن ، کار ، استاد ، شاعر

خلاصه ماشینی:

"چنین دید گوینده یکشب بخواب‌ که یک جام می‌داشتی چون گلاب‌ دقیقی ز کنجی پدید آمدی‌ بر آن‌جام می‌داستان‌ها زدی‌ بفردوسی آواز دادی که می‌ مخور جز به آیین کایوس کی‌ که شاهی گزیدی ز گیتی که بخت‌ بدو نازد و تاج و دیهیم و تخت‌ شهنشاه محمود گیرنده شهر ز گیتی بهر کس رساننده بهر بر این نامه گر چند بشتافتی‌ کنون هرچه جستی همان یافتی‌ ازاین‌باره من پیش گفتم سخن‌ گر آن بازیابی بخیلی مکن‌ ز گشتاسب و ارجاسب بیتی هزار بگفتم سر آمد مرا روزگار گر آن نامه نزد شهنشه رسد روان من از خاک بر مه رسد روانش روان باد اندر بهشت‌ ببخشادش ایزد همه خوب و زشت‌ کنون من بیارم سخن‌گو بگفت‌ منم زنده او گشته با خاک جفت اگر براستی فردوسی میخواست که روانی و برتری نظم خود را بر نظم دقیقی‌ بنمایاند براس سنجیدن،آوردن چند بیت کافی شدی و هیچ لزومی نداشت که هزار بیت از دقیقی در شاهنامه خوب بگنجاند و خود از نظم آن قسمت شانه خالی کند تا ضعف طبع دقیقی را بررخ امیر محمود غزنوی بکشد و شاهنامهء خود را با هزار بیت‌ سست معیوب گرداند:علی الخصوص که پس از آنکه دو سه بیت در ذم دقیقی میسراید: نگه کردم این نظم سست آمدم‌ سخن‌ها همه نادرست آمدم‌ من این ز آن نوشتم که تا شهریار ببیند سخن گفتن نابکار باز پای بروی حق نمیگذارد و بتمجید گویندهء داستان گشتاسب می‌پردازد: گرفتم بگوینده پر آفرین‌ که پیوند را راه داد اندرین‌ اگرچه نپیوست جز اندکی‌ ز بزم و ز رزم از هزاران یکی‌ همو بود گوینده را راهبر که شاهی نشانید بر گاه بر ستایندهء شهر یاران بدی‌ به مدح افسر نامداران بدی‌ بنقل اندرون برگستش سخن‌ نشد زنده ز او روزگار کهن‌ من این نامه فرخ گرفتم بفال‌ همی رنج بردم به بسیار سال *."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.