Skip to main content
فهرست مقالات

سخنرانی علمی: ضرورت راهبردی توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

سخنران:

ISC (16 صفحه - از 87 تا 102)

کلید واژه های ماشینی : توسعهء سیاسی ، توسعه ، سر راه توسعهء سیاسی ، نخبگان ، ضرورت راهبردی توسعه سیاسی ، انقلاب ، جمهوری اسلامی ایران ، ایران ، دمکراسی ، ضرورت توسعهء سیاسی

در این بحث، براساس دو مقوله مهم «ضرورت توسعه سیاسی» و «راهکارهای توسعة سیاسی) به برزسی مسایل ایران معاصر می‌پردازم. با توجه به عنوان کلی بحث و برای ذکر مصادیق، به بررسی مسایل ایران و معاصر می پردازیم . با توجه به عنوان کلی بحث و برای ذکر مصادیق به بررسی پدیده انقلاب اسلامی نیز خواهیم پرداخت و سیر تحولات را مورد نقد قرار می دهیم . شاید بتوان توسعه سیاسی را در دو دسته عام و خاص تقسیم و تعیف کرد. برای رسیدن به تعریف عام می توان با تکیه بر مثل معروف « تعرف الاشیاء به اضداد ها » مسئله توسعه یافتگی را در مقابل توسعه نیافتگی قرار داد و آنرا ارزیابی کرد . توسعه سیاسی به معنای رفتن به سمت دمکراسی است . اگر چنانچه دمکراسی را مستوجب شاخص هایی بدانیم ؛ آنگاه تحصیل تنها چند شاخص ، به معنای حرکت به سمت توسعه و یا قرار گرفتن در دایره توسعه خواهد بود.

خلاصه ماشینی:

"ایران‌ در چه نقطه‌ای از این بحث قرار می‌گیرد؟آیا در ایران ضرورت توسعهء سیاسی وجود دارد یا خیر؟اگر این‌ ضرورت وجود دارد؛راه تحقق آن‌ چیست؟راه غلبه بر مشکلات آن‌ کدامست؟ چنانچه بخواهیم این ضرورت را با مقولهء انقلاب اسلامی ایران پیوند بزنیم‌ باید بگویم در مورد چرایی وقوع‌ انقلاب اسلامی،نظرات مختلفی ارایه‌ شده است که براساس بخش قابل‌ توجهی از آنها،انقلاب اسلامی به دلیل‌ عدم توسعهء سیاسی به وقوع پیوسته‌ است. در مورد استمرار و تداوم شرایط که‌ از زمان مشرطیت آغاز شده و به زمان‌ رژیم سابق رسیده به نحوی که توسعهء سیاسی را به یک ضرورت تبدیل کرده‌ بود؛شاهد هستیم که شرایط مذکور در جامعهء ایران پس از انقلاب نیز استمرار و تداوم پیدا کرده است. از طرف دیگر،انقلاب نخبگانی را به حکومت رساند که در صدد تحقق‌ دمکراسی هستند و این آرزوی آنها در قبل از انقلاب و در زندانها بود ولی از سوی دیگر،شرایط پس از پیروزی‌ انقلاب در دید آنها نسبت به نخبگان‌ غیرحکومت نوعی بدبینی ایجاد کرد که‌ تا به امروز ادامه یافته است. بدین‌ صورت نخبگان خود به مانعی بر سر راه توسعهء سیاسی تبدیل می‌شوند زیرا در گذشته می‌مانند و نمی‌توانند نسبت‌ به شرایط جدید برآورده درستی را ارایه‌ دهند و به همان مشکلی که نخبگان‌ حکومتی گرفتار آن بودند؛دچار می‌شودند. ثانیا:نگاه نخبگان غیرحکومتی به‌ دلیل شرایط ایران قبل از انقلاب دائما «مخالف وضع موجود»است و نگرش‌ «همسوئی با این وضع را»ندارند،و بحث توسعهء سیاسی را که یک بحث‌ ملی است در تقسیم‌بندی‌ها و جناح‌بندی‌های سیاسی وارد می‌کنند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.