Skip to main content
فهرست مقالات

پیک بهار

نویسنده:

(5 صفحه - از 392 تا 396)

کلید واژه های ماشینی : نانی ، رنج ، رنج ، کودک ، سایه‌اش ، پیک بهار ، آواز ، سکوت ، قلمش ، عمو

خلاصه ماشینی:

"مجلدی از روزنامه و جراید سال‌های پیش و کتاب‌های قدیم و جدید برایش فراهم آورده بود و هرگاه که فراغتی از کار پرزحمت اداره‌ی خانوار پرجمعیتش به دست می‌آورد، بافتنی‌ای به دست می‌گرفت و همراه او در سکوت به بخش فارسی ایستگاه‌های رادیویی جهان گوش می‌داد. روزی با لبخند خجلت‌زدااش از زهره‌ی کوچک پرسید که آیا او کاغذ باطله و یا دفتر کاهی بیکاره‌ای ندارد؟ناگهان چیزی در قلب دخترک شکست و اگر تربیت متمایزش مانع نبود که مراعات حضور غرور عمویش را بکند، همان‌دم بغض‌اش را به گریه‌ای پر فریاد فرومی‌بارید. سکوت عمیق رها و صدای دویدن قلمش بر کاغذ که فرصتی به چکاوک کوچک نمی‌داد تا جست‌وجوهای ذهن سرکش‌اش را با او در میان نهد و آن دیگری که خودش و هم‌زمان همه‌ی کتاب و دفترهایش کف اتاق ولو بودند. البته خود او هم با نوعی توجه و کنجکاوی به برنامه گوش می‌کرد ولی چشمان پرتاثیر او این‌بار از دیدن شور و اشتیاق این مردمان نیک که نزدیک‌ترین بستگانش بودند و او را، خود او را جدا از هر وجهی از شخصیتش دوست داشتند، اشکبار شده بود. از این‌که در این مدت نتوانسته بود دیوار ناپیدای بین خود و آنان را بزداید، از این‌که ناگفته‌های بسیاری وجود داشتند که به هیچ‌کس نمی‌یارست گفتن، از این‌که آینده‌ای پیش رو نداشت... سیمای رنگ‌باخته و رنجورش نشانگر هیچ حالت و انگیزشی نبود و دفتر و قلمش که کم پیش می‌آمد از خود دور کند، بر تاقچه رها شده بود، صفحه‌ای خش‌دار بر گرامافون می‌چرخید."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.