Skip to main content
فهرست مقالات

الگوهای کنش‌‌محور در ترجمه نهج‌البلاغه بر اساس رویکرد اسکوپوس (مطالعه موردی ترجمه بهرامپور 1396 هـ .ش)

نویسنده مسئول:

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم) (44 صفحه - از 163 تا 206)

چکیده:

یکی از مهم‌ترین رویکرد‌های نقش‌گرایی که در بررسی مطالعات ترجمه موردتوجه قرار گرفته، نظریه اسکوپوس است که توسط هانس ورمیر1در اواخر دهه هفتاد میلادی معرفی گردید. این الگو برخلاف دیگر دیدگاه‌های ترجمه‌ای که بیش‌تر بر نقش زبانی استوار هستند، بر نقشِ متن پای‌بند است. ورمیر در تفسیر رویکرد اسکوپوس، ابتدا به بیان مفاهیم بنیادی نظریه در قالب بسندگی متن در چارچوب تعادل، بحث انسجام در قالب انسجام درون‌متنی و بینامتنی، تحلیل فرهنگ و عناصر فرهنگی در ترجمه متن و موضوعیت تحلیل نقشی متن و بررسی عناصر و مفاهیم تأثیرگذار در متن (اطلاعاتی- بیانی و ترغیبی) می‌پردازد. در این میان نهج‌البلاغه یکی از نمودهای آشکاری است که هر یک از سبک‌های مختلف بیانی از مثل‌ها، کنایه‌ها، مجازها و استعاره‌های مفهومی را شامل می‌شود. بیشتر این سبک‌ها و عناصر به جهت تقارن و نزدیکی به نظریه هدفمندی نقش‌گرایی ورمیرقابل بررسی هستند. لذا بررسی هریک از این عناصر در ترجمه بهرامپور از نهج‌البلاغه (1396) قابل‌بحث است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی درصدد تطبیق ترجمه بهرامپور از نهج‌البلاغه (1396) با رویکرد کنش‌محور مزبور است. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که بهرامپور در ترجمه حاضر سعی کرده علاوه بر صراحت گویی، مفاهیم و نمودهای خاص متن را بنابر هدفِ متن مقصد بازتاب نماید.

One of the most important functional theories to translation studies was Skopos theory introduced by Hans Vermeer in the late1970s. The theory in contrary to other translation theories that were based on linguistics, focused on the function on text. Vermeer clarifies the main concepts of the theory, considering adequacy of text, and using and discussing equivalence, coherence and cohesion, culture and cultural items in translation, functional analysis of text, and the main features that influence the creation and understanding of a text (expressive, vocative and informative features). Nahj al-Balagha is one of the most remarkable examples abundant with different figures of speech such as similes, tropes, metonymies, and conceptual metaphors. The translation of most of the figures and elements can be well explored within the framework of the Skopos theory. These are investigated in Bahrampour’s translation of Nahj al-Balagha (2017). The study tried to analytically and descriptively compare the main text and the translation within the framework of Skopos theory. The study showed that Bahrampour has tried to, in addition to explicating the main ideas, translate the specific concepts and aspects according to the function of target text.

کلیدواژه ها:

الگوهای کنش محور ، رویکرد اسکوپوس ، ورمیر ، ترجمه بهرام پور ، نهج‌البلاغه

Nahj al-Balagha ، Skopos theory ، Translatorial Action Models ، Vermeer ، Bahrampour’s Translation of Nahj al-Balagha


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است ورود پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.