Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل عناصر روایی در وصف‌های ادبی منظومۀ‌ یوسف و زلیخای جامی

نویسنده:

نویسنده مسئول:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (26 صفحه - از 33 تا 58)

چکیده:

شعرا در منظومه‌های روایی برای خلق روایت جذاب و پر‌کشش از دو سازۀ مهم روایت‌گری و وصف استفاده می‌کنند. «وصف» ابزاری است که خالق اثر برای برجسته‌سازی درکلام به‌کار می‌برد، اما جنبه بدون زمان متن روایی است. «روایت» بازنمایی یک رخداد یا سلسله‌ای از رخدادها است. این دو وجه مهم از نظر زمان سخن و داستان در تقابل و مغایرت با یکدیگر قرار می‌گیرند. بنابراین، باید ارتباط این دو سازه مهم در نظریه‌های مختلف روایت و روی متون روایی بررسی شود. نظریه‌پردازانی چون توماشفسکی، بارت و ژنت به بررسی وصف و ارتباط آن با روایت و روایت‌گری پرداخته‌اند. در تمام نظریه‌های روایت، «وصف» جنبه ایستای متن روایی است که با هدف ایجاد متنی تأثیر‌گذار در روایت به بافت کلام اضافه می‌شود. در این پژوهش رابطه وصف و روایت‌گری در منظومۀ یوسف و زلیخای جامی و با تکیه بر دیدگاه توماشفسکی، بارت و ژنت تحلیل شده است و به این پرسش‌ پاسخ می‌دهد که در روایت یوسف و زلیخا، وصف‌های ادبی با روایت‌گری چه ارتباطی دارد. در این منظومه براساس نظریۀ توماشفسکی، «وصف» بن‌مایۀ آزاد و ایستای متن است و با توجه به نظریۀ بارت در دستۀ نمایه‌های خاص و آگاهانندگان قرار می‌گیرد. از دیدگاه ژنت، «وصف» موجب ایجاد شتاب منفی در روایت شده و در این منظومه، کارکرد تزیینی و نمادین پیدا می‌کند. علاوه بر این، گزاره‌های موجود در «وصف» همگی از نوع گزاره‌های هستی به حساب می‌آید.

Poets use two important structures of narration and description in narrative poems to create an attractive and compelling narrative. Description is a tool used by the creator of the work to highlight the word, but it is the timeless dimension of the narrative text, too. Narrative is a representation of an event or series of events. These two important dimensions are in contrast with each other in terms of speech time and story time. Therefore, considering the relationship between these two important dimensions in different theories of narration and on narrative texts is important. Theorists such as Tomashevsky, Barthes and Genette have studied description and its relationship with narrative and narration. In all narrative theories, description is the static dimension of the narrative text that is added to the context of the word in order to create an effective text in the narrative. In this research, the relationship between description and narration in Jami’s Yusouf and Zoleikha based on Tomashevsky, Barthes and Genette’s perspective was analyzed. The present paper seeks to answer this question: what is the relationship between literary descriptions and narration in Yusouf and Zoleikha poem? In this poem, based on Tomashevsky’s theory, description is the free and static basis of the text and according to Barthes’s theory, it belongs to the the category of special indices and informants. From the perspective of Genette, description creates a negative acceleration in the narrative and finds a decorative and symbolic function in this poem. In addition, the propositions in the description are all of the type of propositions of existence.

کلیدواژه ها:

شتاب روایت ، بارت ، ژنت ، وصف ، توماشفسکی

Acceleration of Narrative ، Tomaszewski ، description ، Genet ، Bart


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است ورود پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.