Skip to main content
فهرست مقالات

کارنامه اردشیر

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : اردشیر، اژ، مت، بوت، زن، ارتخشیر، شاپور، گوفت، دختر، شاهپوهر

خلاصه ماشینی:

"8)سپهبدان و بزرگان و آزادگان و شاهزادگان چون‌ چنین دیدند شگفت مانده همگی پیش مؤبد مؤبدان رفته گفتند:این‌ چگونه سزاوار است که اردشیر بیک ناگاه چندان غمگین و دردناک‌ شود که گریه بگیرد. 14)اردشیر گفت چرا چنین‌ می‌گوئی مگر چه گناهی از تو سر زده؟15)مؤبد مؤبدان گفت‌ آن زن و آن فرزند که شما فرمودید بکشم نکشتم و پسری زاده که از همه نوزادگان و پادشاه زادگان بهتر و بایسته‌تر است. 20)اردشیر چون شاپور فرزند خود را دید بر روی افتاده بیزدان و امشا سپندان و فره کیان و اتشان شاه فیروزگر سپاس بسیار گزارد و گفت آنکه برای من رخ داد برای هیچ پادشاه و فرمانروائی رخ نداد چه پیش‌ از آنکه هزارهء«سوشاوس»و رستاخیر تن پسین روی دهد مرا فرزندی باین نیکوئی از میان مردگان باز آمد. ،3)اگر،ایتون،کو،اژ،،دست،ایما،نی‌ بریهنیت،ایستیت،خوتایه،ایران،شتر،رایینیتن،کرتن، خورسند،و بالستان،اپایت،بوتن،این،کارژار،خون،ریژ بشنیه،بر، پیغام فرستادن اردشیر به کید هندی درباره دانستن فرجام‌ کار پادشاهی خود و پاسخ آن از وی 1)اردشیر دراین‌باره بسیار اندیشناک بود که مگر در سرنوشت من نیست که ایرانشهر ره به یک پادشاهی بیاورم. ،9)دخت‌ ی،مترک،سه،سالک،بوت،دهگانان،په،نیهان،او،بیرون‌ آورت،افشان،ورژیکر،مرتی،افسپارت،کو،پرورت،و دوش‌73 اژش،داشت،و رژیکر،همگونک،کرت،کنیژک، بازگشته پیش اردشیر امد و از پاسخی که کید هندی گفته بود وی را اگاهانید 7)اردشیر چون این سخن بشنید گفت آنروز مباد که کسی از تخمهء مهرک ناشاد روان در ایرانشهر کامکار(فرمانروا)باشد. 15)دختر گفت:من از بسیار کسان شنیده‌ام که در همه ایرانشهر کسی بزور و نیرو و زیبائی و دیدار و چاپکی تو شاپور پسر اردشیر نیست. 12)اردشیر کس فرستاده آن پسر را پیش خود خواست و پرسید که تو پسر کیستی؟13)هرمز گفت من پسر شاپور هستم. 17)شاپور گفت:بیمرک باشی این پسر من است از چند سال است‌ اند،سال،اپاژ،شما،په،نیهان،داشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.